الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٦٨ - مخالف بودن ضمير شأن و قصه با قاعده و وجوه آن
ترجمه:
موضع پنجم
موضع پنجم از مواردى كه ضمير بر متأخّر لفظى و رتبى عود مىكند آنجائى است كه ضمير مجرور به « ربّ » باشد.
و حكم آن همان حكم ضمير در « نعم » و « بئس » بوده يعنى واجب و لازم است كه بواسطه تمييز تفسير شده و نيز بصيغه مفرد بيايد چنانچه شاعر مىگويد:
|
ربّه فتية دعوت الى ما |
يورث المجد دائبا فاجابوا |
يعنى بسا ايشان از حيث فتوّت و جوانمردى كه دارند دعوتشان بچيزى نمودم كه موجب بزرگى و عظمت هميشگى آنها است پس مرا اجابت كردند.
شاهد در « ربّه » است كه ضميرش بواسطه « فتية » تفسير شده و آن تمييزى است كه مرجع ضمير نيز مىباشد.
سپس مصنّف مىگويد:
اگر چه گفتيم حكم ضمير مجرور به « ربّ » همان حكم ضمير در « نعم » و « بئس » است ولى بايد توجّه داشت كه ضمير مجرور به « ربّ » را بايد بصيغه مذكّر آورد لذا مىگويند: ربّه امرئة و هرگز « ربّها امرئة» جايز نيست در حاليكه مثال نعمت امرئة هند جايز است پس از نظر وجوب تذكير با ضمير در « نعم » و « بئس » فرق دارد.
ولى اهل كوفه اجازه دادهاند كه ضمير مجرور به « ربّ » در تأنيث و تذكير و افراد و تثنيه و جمع با تمييزش مطابق باشد ولى در هيچ مثالى چنين شنيده نشده.
پس از آن مصنّف مىگويد:
ما معتقديم كه زمخشرى ضمير را بواسطه تمييز در غير دو باب نعم و ربّ تفسير مىكند چه آنكه وى در ذيل آيه شريفه: فسوّيهنّ سبع سموات ( پس هفت آسمان را بر فراز يكديگر برافراشت) مىگويد:
ضمير در « فسوّيهنّ » مبهم بوده و « سبع سموات» مفسّرش مىباشد