الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٦٢ - مخالف بودن ضمير شأن و قصه با قاعده و وجوه آن
التّقديم، و يجوز كون المرفوع بعد كان اسما لها، و اجاز الكوفيّون « انّه قام» و « انّه ضرب» على حذف المرفوع و التّفسير بالفعل مبنيّا للفاعل او للمفعول، و فيه فسادان: التّفسير بالمفرد، و حذف مرفوع الفعل.
ترجمه:
وجه دوّم
مفسّر اين ضمير فقط جمله بايد باشد و در اين امر هيچ ضميرى با آن مشاركت ندارد.
ولى كوفيّون و اخفش اجازه دادهاند كلمهاى كه برايش اسم مرفوعى است آنرا تفسير نمايد مانند:
كان قائما زيد (زيد ايستاده بود).
شاهد در ضمير « شأنى » است كه در « كان » بوده و مفسّرش « قائما » است و آن كلمه مفردى است كه برايش اسم مرفوع يعنى « زيد » مىباشد.
و نيز مانند: ظننته قائما عمرو.
( گمان كردم كه شأن اينستكه عمرو قائم است).
شاهد در ضمير منصوبى « ظننته » بوده كه ضمير شأن مىباشد و مفسّرش « قائما » بوده و آن كلمه مفردى است كه برايش اسم مرفوع يعنى « عمرو » مىباشد و بعبارت ديگر « عمرو » فاعل است براى « قائما » .
مصنّف گويد:
دو مثالى كه اهل كوفه آوردهاند اگر از عرب شنيده شود بايد حمل بر اين كنيم كه مرفوع مبتداء بوده و اسم كان و ضمير در « ظننته » بآن راجع مىباشند چه آنكه مرجع ضمير يعنى اسم مرفوع در نيّت مقدّم است.
و احتمال دارد اسم كان همان مرفوع باشد.
سپس مىگويد:
كوفيّون مثال: انّه قام و انّه ضرب را اجازه داده و گفتهاند:
صحّت و جواز اين عبارت مبتنى بر حذف مرفوع و تفسير ضمير بواسطه