الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٧ - وقوع عطف بر توهم در مرفوع
بدان جماعتى از عرب اشتباه كرده و مىگويند: انّهم اجمعون ذاهبون (بدرستيكه ايشان جملگى روندهاند).
و انّك و زيد ذاهبان (بدرستيكه تو و زيد رونده هستيد).
البتّه اشتباه و ارتكاب غلط در ايندو مثال مبتنى بر آنستكه معناى « انّ » و مدخولش همان معناى ابتداء بوده لاجرم در مثال اوّل متكلّم چنين پنداشته كه گفته است « هم » فلذا در تأكيدش لفظ « اجمعون » را آورده و در مثال دوّم توهّم كرده كه گفته است « انت » از اينرو كلمه « زيد » را با رفع بآن عطف نموده است چنانچه شاعر نيز همين توهّم را كرده و گفته:
|
بدالى لست مدرك ما مضى |
و لا سابق شيئا اذا كان جائيا |
چه آنكه وى پنداشته در خبر « ليس » بمدرك گفته از اينرو كلمه « سابق » را با جرّ بآن عطف نموده است.
تمام شد كلام سيبويه. ا مصنّف گويد:
مقصود سيبويه از غلط و اشتباه همان توهّم است كه ديگران بآن تعبير نموده چنانچه اينمعنا از كلام وى ظاهر و آشكار است و موضح آن بيتى است كه وى انشاد نموده.
ابن مالك پنداشته كه مراد سيبويه از غلط، خطاء مىباشد لذا در مقام اعتراض بر او گفته است:
اگر ما بر عرب اين اشتباه و غلط را روا داشته و بخود اجازه دهيم كه ايشان مرتكب خطاء مىشوند بطور كلّى اطمينان و وثوقمان بكلام ايشان زائل شده و محال است بتوانيم امر نادرى را باستناد مقاله ايشان اثبات كنيم زيرا در هر موردى از موارد مزبور ممكنست اينطور گفته شود كه قائلش مرتكب خطاء و غلط گرديده است.