الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٥ - امورى كه باعث فرق بين اسم فاعل و صفت مشبهه مىباشند
متن:
الخامس
انّ معموله يكون سببيّا و اجنبيّا نحو « زيد ضارب غلامه و عمرا» و لا يكون معمولها سببيّا تقول « زيد حسن وجهه» او « الوجه » و يمتنع « زيد حسن عمرا».
ترجمه:
امر پنجم
معمول اسم فاعل هم سببى است و هم اجنبى.
مقصود از معمول سببى آنست كه بآن ضميرى متّصل بوده كه به موصوف اسم فاعل راجع باشد مانند:
زيد ضارب غلامه (زيد زننده غلام خود مىباشد).
شاهد در « غلامه » است كه معمول سببى براى « ضارب » است زيرا بآن ضميرى متّصل است كه بموصوف « ضارب » يعنى « زيد » عود مىكند.
و مراد از معمول اجنبى آنست كه چنين نباشد مانند:
زيد ضارب عمرا (زيد زننده عمرو مىباشد).
شاهد در « عمرا » است كه متّصل به ضميرى نيست كه به « زيد » عود كند.
ولى معمول صفت مشبهه حتما سببى است لذا مىگوئيد:
زيد حسن وجهه (زيد نيكو است صورتش).
شاهد در « وجهه » است كه متّصل بضميرى بوده كه به موصوف « حسن » يعنى زيد راجع است.
يا زيد حسن الوجه (زيد نيكورو مىباشد).
شاهد در « الوجه » است كه الف و لامش بدل از « ضمير » بوده و در اصل « زيد حسن وجهه» مىباشد.
و گفتن: « زيد حسن عمرا» ممتنع است زيرا در عمرا» ضميرى نيست كه به « زيد » عود كند.