الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٣ - امورى كه باعث فرق بين اسم فاعل و صفت مشبهه مىباشند
« يظرف » و جيم از « يجمل » ساكن بوده در حاليكه راء از « ظريف » و ميم از « جميل » مكسور مىباشند.
بنابراين آنچه برخى از ادباء گفتهاند كه صفت مشبهه هيچگاه جارى بر فعل مضارعش نيست كلامى است مردود زيرا ادباء جملگى اتّفاق و اجماع دارند كه كلمه « شاحط » در بيت عدى بن زيد صفت مشبهه است و آن بر وزن « يشحط » مىباشد، بيت مذكور اينست:
|
من صديق او اخي ثقة |
او عدوّ شاحط دارا |
يعنى ملاقات نمىكند با بخيلهاى كم خيرى چه دوست و چه برادر صاحب اعتماد و يا دشمن كه خانهاش دور است.
كلمه « شاحط » يعنى دور و آن صفت مشبهه است كه از نظر وزن عروضى با « يشحط » موافق بوده و همين اتّفاق و اتّحاد دليل است بر مردود بودن قول جماعت.
شرح
قوله: انّه لا يكون الخ: ضمير در « انّه » به اسم فاعل راجع است.
قوله: و منه يقوم و قائم: ضمير در « منه » به كون اسم الفاعل مجاريا للمضارع راجع است.
قوله: ثمّ نقلوا: يعنى ضمّه واو را به قاف نقل دادند.
قوله: و امّا توافق اعيان حركات: مقصود اينستكه در مقابل ضمّه، ضمّه و در قبال فتحه، فتحه مثلا باشد شرط و معتبر نيست.
قوله: و لهذا: يعنى و لعدم اعتبار توافق اعيان الحركات.
قوله: وزن عروضى: زيرا در وزن عروضى توافق عين حركات معتبر نبوده بلكه اتّحاد در نوع كافى است يعنى همينقدر كه در مقابل حركت، حركت و در قبال سكون، سكون واقع شد وزن عروضى حاصلست بخلاف وزن تصريفى كه در حصول و تحقّق آن اتّحاد در عين حركت نيز معتبر است.