الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٢ - امورى كه باعث فرق بين اسم فاعل و صفت مشبهه مىباشند
« يضرب » راء از « ضارب » واقعست كه هردو متحرّك بوده و همچنين در قبال « باء » از « يضرب » باء از ضارب مىباشد كه هردو متحرّك هستند.
و نيز در « منطلق » و « ينطلق » همينطور است زيرا « ميم » از « منطلق » در مقابل « ياء » از « ينطلق » بوده كه هردو متحرّك هستند اگر چه در نوع حركت با هم فرق دارند يعنى ميم مضموم و ياء مفتوح مىباشد و بهمين ترتيب است ساير حروف ايندو كلمه.
و از همين قبيل است دو كلمه « يقوم » و « قائم » يعنى قائم نيز در حركات و سكون با مضارع مذكور متّحد است چه آنكه اصل « يقوم » ، يقوم بفتح ياء و سكون قاف و ضمّ واو بوده سپس ضمّه واو را به قاف نقل داده « يقوم » شد، بنابراين قائم نيز بر « يقوم جارى مىباشد و همانطورى كه تذكّر داديم تقابل حروف دو كلمه از نظر اصل تحرّك و سكون بوده و لازم نيست در عين حركات با هم موافق باشند بدليل « ذاهب » و « يذهب » و « قاتل » و « يقتل » چه آنكه « هاء » در ذاهب، مكسور و در « يذهب » مفتوح است و « تاء » در « قاتل » مكسور و در « يقتل » مضموم مىباشد ولى معذلك ايندو را هم وزن هم تلقّى مىكنند و بخاطر همين جهت است كه ابن خشاب گفته است:
اسم فاعل با فعل مضارع هم وزن بوده و اين وزن، وزن عروضى است نه وزن تصريفى زيرا در وزن تصريفى توافق عين حركات با هم نيز معتبر مىباشد مانند « ضارب » كه بر وزن « ناصر » و « قاتل » كه بر وزن « جالس » مىباشد و بهر تقدير اسم فاعل حتما بر فعل مضارعش جارى بوده و به اصطلاح در وزن عروضى با هم متّحدند بخلاف صفت مشبهه كه گاهى بر فعل مضارع جارى بوده مانند: « منطلق اللّسان» كه كلمه « منطلق » در اين عبارت صفت مشبهه بوده و بر وزن « ينطلق » است و « مطمئن النّفس» كه « مطمئن » بر وزن « يطمئن » بوده و « طاهر العرض» كه « طاهر » بر وزن « يطهر » است و گاهى هم بر فعل مضارعش جارى نمىشود چنانچه غالبا چنين است مانند « ظريف » و « جميل » كه بر وزن « يظرف » و « يجمل » نمىباشند چه آنكه ضاد از