الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٥ - مناط افتراق عطف بيان و بدل
نمىشود ولى در بدل اين امر جايز است مشروط باينكه با دوّم بيان و وضوح بيشترى باشد مانند قرائت يعقوب:
و ترى كلّ امّة جاثية كلّ امّة تدعى الى كتابها.
( مىبينى هر طائفهاى را مبهوت و متحيّر، هر گروهى به نامههاى خود خوانده مىشوند).
شاهد در « كلّ امّة تدعى» است كه بدل از « كلّ امّة جاثية» بوده و لفظ بدل همان لفظ مبدل منه مىباشد منتهى به بدل سبب بهت و حيرت كه خوانده شدن به نامه است متّصل بوده و بدينوسيله از مبدل منه واضحتر مىباشد و نيز مانند قول حماسى:
|
رويد بنى شيبان بعض وعيدكم |
تلاقوا غدا خيلى على سفوان |
|
|
تلاقوا جيادا لا تحيد عن الوغى |
اذا ما غدت فى المازق المتدانى |
|
|
تلاقوهم فتعرفوا كيف صربهم |
على ما جنت فيهم يد الحدثان |
يعنى: اى طائفه و قبيله بنى شيبان برخى از وعدههاى بد خود را واگذاريد، در فردا بر سر آب سفوان با خيل و سواران من ملاقات خواهيد نمود.
با سوارانى برخورد و ملاقات مىكنيد كه وقتى صبح كنند در موضع تنگ از جنگ گريزان نيستند.
با ايشان روبرو خواهيد شد و در مىيابيد كه صبر ايشان چگونه است و خواهيد يافت كه بر اثر ناخوشى و ناراحتى كه در ميان ايشان حادث شده و دست روزگار بينشان ايجاد نموده چطور صبر و بردبارى از خود نشان مىدهند.
شاهد در « تلاقوا » دوّم است كه بدل از « تلاقوا » اوّل مىباشد.
سپس مصنّف گويد:
اين فرق (فرق ششم) بنابر عقيده ابن طراوه است كه مىگويد:
عطف بيان نبايد از حيث لفظ با اوّل يعنى متبوعش متّحد باشد.
و ابن مالك و فرزندش نيز از وى در اين گفتار تبعيّت كردهاند و دليل