الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤١٢ - مقاله زمخشرى
استدلال اوّل
از جمله استدلالات ايشان فرموده حقتعالى است:
و حيل بينهم و بين ما يشتهون ( ميان ايشان و آرزوهايشان جدائى افتاد).
و نيز فرموده ديگر حقتعالى است:
و منّا دون ذلك ( و برخى ديگر از ما بر خلاف آن هستيم).
در آيه اوّل شاهد در « بينهم » است كه على القاعده چون نائب فاعل براى « حيل » قرار گرفته مىبايد مرفوع باشد ولى بواسطه اضافه به مبنى يعنى ضمير مبنى بر فتح شده است.
و در آيه دوّم شاهد در « دون » است كه بواسطه مبتداء بودن بايد مرفوع باشد ولى بواسطه اضافه به ذلك و كسب بناء از آن مبنى بر فتح گرديده.
ناگفته نماند كه اين استدلال از اخفش نحوى است ولى با وى ديگران مخالفت كرده و از هردو آيه جواب داده شده است:
جواب از آيه اوّل
كلمه « بينهم » نائب فاعل براى « حيل » واقع نشده بلكه نائب فاعل ضميرى است كه بمصدر راجع مىباشد و تقدير كلام چنين است: و حيل هو يعنى و حيل الحول (فاصله شد فاصله شدن) چنانچه در قول امرء القيس نيز امده است:
|
و قالت: متى يبخل عليك و يتعلل |
يسؤك و ان يكشف غرامك تذرب |
يعنى: امّ جندب گفت هر زمانيكه بر تو بخل شده و عذر آورده شود ترا خوش نمىآيد و اگر برطرف شود سختى و عذاب تو زبانت تيز و تند مىشود.
شاهد در ضمير « يعتلل » است كه نائب فاعل بوده و بمصدر يعنى اعتلال راجع است.