الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٩٨ - مقاله زمخشرى
و انشد سيبويه:
|
و تشرق بالقول الّذى قد اذعته |
كما شرقت صدر القناة من الدّم |
ترجمه:
امر ششم
امر ششمى كه اسم بواسطه اضافه كسب مىكند آنستكه اگر مذكّر باشد تأنيث را از مضاف اليه اكتساب مىكند مانند آنكه مىگويند:
قطعت بعض اصابعه (جدا شد بعضى از انگشتان او).
شاهد در « بعض » است كه به « اصابع » اضافه شده و از آنكسب تأنيث نموده بدليل انكه فعلش را مؤنّث آوردهايم.
و نيز مانند آيه شريفه ذيل كه كلمه « يلتقطه » را برخى از قرّاء بصيغه تأنيث قرائت كردهاند.
تلتقطه بعض السّيّارة ( با او برخى از عابرين ملاقات كردند).
شاهد در كلمه « بعض » است كه مذكّر بوده و به « السّيّارة » اضافه شده و از آن كسب تأنيث كرده است.
و محتمل است كه آيه ذيل نيز از همين قبيل باشد:
من جاء بالحسنه فله عشر امثالها ( كسيكه عمل پسنديده و نيكى انجام دهد پس ده همانند آن برايش منظور مىشود).
شاهد در « عشر امثالها» است زيرا « امثال » مذكّر است و على القاعده اسم عدد يعنى « عشر » بايد بعكس آن و مؤنّث ذكر شود و بعبارت ديگر بايد « عشرة امثالها» باشد ولى محتمل است مذكّر آوردن « عشر » بخاطر آن باشد كه معدود يعنى « امثال » از ضمير مضاف اليه كه به « حسنات » راجع است كسب تأنيث نموده باشد در نتيجه اسم عددش مذكّر آمده است.
و همچنين ممكنست آيه ذيل از همين باب باشد:
و كنتم على شفا حفرة من النّار فانقذكم منها ( و بوديد بر پرتگاه آتش پس شما را از آن نجات داد).