الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٧٩ - رأى ادباء در صورت حذف ضمير مجرورى
فلمّا تبيّن له قال اعلم انّ اللّه على كلّ شيئ قدير ( پس وقتى اينكار بر او روشن و آشكار گرديد گفت همانا مىدانم كه خداوند بر هر چيز قادر و توانا است).
برخى از ادباء گفتهاند:
فاعل « تبيّن » ضميرى است كه به مصدر مستفاد از « انّ » وصلهاش برمىگردد.
البتّه اينكلام مبنى است بر اينكه « تبيّن » و « اعلم » در مصدر مزبور با هم تنازع داشته باشند چنانچه در مثال: ضربنى و ضربت زيدا (زيد زد مرا و من نيز زيد را زدم) دو فعل « ضربنى » و « ضربت » با هم بر سر « زيد » تنازع دارند.
وجه بطلان اينمقاله آنستكه:
بين « تبيّن » و « اعلم » هيچ ارتباطى نمىباشد و همانطورى كه گفتيم در باب تنازع لازمست بين دو عامل متنازع ربط باشد.
از اين گذشته بفرض بدون ارتباط بين ايندو اگر تنازع را صحيح دانستيم نبايد قرآن شريف را بر آن تنزيل نمود زيرا اضمار قبل از ذكر در باب تنازع ضعيف است حتّى كوفيّون آنرا تجويز نكرده فلذا اعمال اوّلى را واجب دانستهاند.
سؤال
براى اينكه اضمار قبل از ذكر لازم نيايد مىتوانيم در آيه شريفه عامل اوّلى را عمل داده و مصدر نامبرده را فاعل براى « تبيّن » قرار داده و معمول عامل دوّم يعنى ضمير را محذوف بدانيم.
جواب
اگر عامل دوّم را از عمل نمودن مهمل دانسته و اوّلى را در معمول مورد