الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٦٦ - رأى ادباء در صورت حذف ضمير مجرورى
فاعل بودنش اولى و بهتر است زيرا عبارت: مررت بامرئة حسنة الوجه كه « حسنة » را مجرور دانسته تا صفت براى « امرئة » بوده و « الوجه » را بدل از ضمير در آن بدانيم، ضعيف است لذا در آيه نيز بدل آوردن « الابواب » از ضمير مستتر در « مفتحة » ضعيف مىباشد و بهر تقدير چه « الابواب » را بدل از ضمير در « مفتحة » دانسته و چه نائب فاعل قرارش دهيم مىبايد ملتزم شويم كه اصل آن « الابواب منها» يا « ابوابها » بوده و الف و لام موجود عوض است از ضمير ناگفته نماند در فرض بدل بودن « الابواب » مىبايد آنرا بدل بعض از ضمير در « مفتحة » بدانيم نه بدل اشتمال لذا گفته زمخشرى كه طىّ آن « الابواب » را بدل اشتمال دانسته صحيح نمىباشد.
شرح
قوله: و انّ للمتّقين لحسن مآب الخ: آيه (٤٩ و ٥٠) از سوره (ص).
قوله: لانّه لا يجوز عندهم الخ: ضمير در « لانّه » بمعناى « شأن » بوده و ضمير در « عندهم » به بصريّون عود مىكند.
قوله: و قول الزّمخشرى انّه معرفة الخ: قول الزّمخشرى، مبتداء بوده و خبرش « لو صحّ» مىباشد و ضمير در « انّه » به عدن برمىگردد.
قوله: و لكن قوله ممنوع: ضمير در « قوله » به زمخشرى راجع است.
قوله: فهو نكرة: ضمير « هو » به عدن برمىگردد.
قوله: لاختصاصها بالاضافة: ضمير در « اختصاصها » به جنّات راجع است.
قوله: او صفة لها: ضمير در « لها » به جنّات برمىگردد.
قوله: لانّه مذكّر: ضمير در « لانّه » به « حسن مآب» برمىگردد.
قوله: و عليهما فلا بدّ من تقدير الخ: ضمير در « عليهما » به بدل بودن و مفعول ما لم يسمّ فاعله راجع است.