الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٥٧ - رأى ادباء در صورت حذف ضمير مجرورى
قوله: اذا قدّرت الاخ بيانا: اينعبارت راجع است بمثال اخير يعنى « زيدا ضربت عمرا اخاه».
قوله: فان قدّرته بدلا: ضمير منصوبى در « قدّرته » به « اخاه » برمىگردد.
قوله: لم يصحّ نصب الاسم على الاشتغال: مقصود از « الاسم » زيد مىباشد و جهت اين گفته آنست كه اگر « اخاه » بدل باشد از « عمرا » از جمله « ضربت عمرا» محسوب نشده بلكه در نيّت معمول است براى عامل مكرّر و بدين ترتيب جمله « ضربت عمرا» مشتمل بر ضمير اسم مشتغل عنه العامل نبوده در نتيجه نصب زيد از باب اشتغال صحيح نيست.
قوله: و لا رفعه على الابتداء: زيرا در جمله خبر يعنى « ضربت عمرا» رابطى نيست كه بآن عود كند.
قوله: و كذا لو عطفت بغير الواو: يعنى « اخاه » را با فاء يا ثمّ به عمرا عطف كنيم زيرا ايندو حرف متعاطفين را بمنزله كلمه واحده قرار نمىدهند.
قوله: و قوله تعالى و الّذين كفروا الخ: آيه (٨) از سوره محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم.
قوله: الّذين مبتداء و تعسا الخ: يعنى كلمه « الّذين » در آيه شريفه مبتداء بوده و « كفروا » صله و عائد براى آن فرض شده و لفظ « فاء » بر سر خبر محذوف داخل شده كه آن عامل است در « تعسا » و « تعسا » مفعول مطلق است براى عامل محذوف و تقدير آيه چنين مىباشد:
و الّذين كفروا فاتعسهم اللّه تعسا.
قوله: و لا يكون الّذين منصوبا بمحذوف: يعنى « الّذين » از باب اشتغال نيست.
قوله: كما تقول زيدا ضربا ايّاه: كه در اينمثال « زيدا » منصوب شده و نصب آن از باب اشتغال است يعنى عامل آن « ضربت » است كه « ضربا » مفسّر آن مىباشد و تقدير كلام چنين است:
ضربت زيدا ضربت ضربا ايّاه.