الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٩٧ - مسئله اول بيان شروط ضمير فصل
بدليل «ومن خفّت موازينه» الآية و اجازوا « سير بزيد سير» بتقدير الصّفة، اى واحد، و الّا لم يفد، و زعم ابن الحاجب ان الانشاد « لو اصيب» باسناد الفعل الى ضمير الصّديق، و انّ « هو » توكيد له، او لضمير يرى، قال: اذ لا يقول عاقل: يرانى مصابا اذا اصابتنى مصيبة، الى آخره.
و على ما قدمناه من تقدير الصّفة لا يتجه الاعتراض، و يروى « يراه » اى يرى نفسه، و « تراه » بالخطاب، و لا اشكال حينئذ و لا تقدير، و المصاب حينئذ مفعول لا مصدر، و لم يطلع على هاتين الرّوايتين بعضهم فقال: و لو انّه قال يراه لكان حسنا، اى يرى الصّديق نفسه مصابا اذا أصبت.
ترجمه:
شرط دوّم
شرط دوّم آنستكه ضمير با ما قبلش بايد از حيث غيبت و تكلّم و خطاب مطابق باشد بنابراين مثال: كنت هو الفاضل صحيح نيست زيرا اسم « كان » ضمير متكلّم بوده و ضمير فصل يعنى « هو » بصيغه غيبت مىباشد.
و امّا قول جرير بن خطفى كه مىگويد:
|
و كائن بالاباطح من صديق |
يرانى لو اصبت هو المصابا |
يعنى: چه بسيار دوست و رفيقى است براى من در اباطح كه مىبينند مرا وقتى مصيبت زده شوم كه آن مصيبت، مصيبتى گران و بزرگ مىباشد.
شاهد در ضمير « هو » است كه با ضمير منصوبى در « يرانى » از نظر تكلّم و غيبت با هم مطابق نيستند لذا در ماهيّت آن اختلاف است كه آيا ضمير فصل بوده يا تأكيد مىباشد البتّه اگر بخواهيم آنرا ضمير فصل قرار دهيم على القاعده مىبايد يرانى انا لو اصبت گفته مىشد مانند: ان ترن انا اقلّ منك مالا و ولدا لذا برخى گفتهاند كه آن ضمير فصل نبوده بلكه مؤكّد ضمير فاعلى در « يرانى » است و بعضى ديگر گفتهاند بلكه آن ضمير فصل مىباشد و سرّ اينكه شاعر آنرا با ضمير غائب آورده آنستكه: