الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٦٩ - مخالف بودن ضمير شأن و قصه با قاعده و وجوه آن
همانطوريكه در « ربّه رجلا» رجل مفسّر ضمير در « ربّه » است.
و بعضى ضمير در « فسوّيهنّ » را به « السّماء » راجع دانستهاند و اينكه ضمير جمع بآن برگشته بخاطر آنستكه « سماء » در معناى « جنس » بوده و عود ضمير جمع به جنس اشكالى ندارد.
و برخى « سماء » را جمع « سماة » دانستهاند ولى وجه صحيح و حسن همان اوّل مىباشد (پايان كلام زمخشرى).
بايد كلام زمخشرى را تأويل برده و بگوئيم مرادش اينستكه سبع سموات بدل از ضمير مىباشد ولى تشبيهى كه به « ربّه رجلا» نموده اين تأويل را ردّ مىكند.
شرح
قوله: و حكمه حكم ضمير نعم: ضمير در « حكمه » به ضمير مجرور به « ربّ » راجع است.
قوله: و كونه هو مفردا: ضمير در « كونه » به ضمير مجرور به « ربّ » راجع است.
قوله: و لكنّه يلزم ايضا التّذكير: ضمير در « لكنّه » به ضمير مجرور به « ربّ » عود كرده و كلمه « ايضا » يعنى همانطورى كه اين ضمير مىبايد مفرد باشد لازمست مذكّر نيز آورده شود.
قوله: مطابقته للتّمييز: ضمير در « مطابقته » به ضمير مجرور به « ربّ » برمىگردد.
قوله: و ذلك انّه الخ: كلمه « ذلك » يعنى و بيان اين مطلب كه چطور زمخشرى در غير دو باب نعم و بئس و ربّ ضمير را بواسطه تمييز تفسير مىكند و ضمير در « انّه » به زمخشرى برمىگردد.
قوله: فسوّيهنّ سمع سموات الخ: آيه (٢٩) از سوره بقره.
قوله: و السّماء فى معنى الجنس: يعنى اگر گفته شود چطور به « سماء » كه