الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٩ - انتقاد مصنف به صفار و جماعت
عطف انشاء بر خبر و بالعكس را تجويز نكرده است منتهى بايد بگوئيم:
صفّار گفته است: سيبويه مثال مذكور را از جهت نعت منع نموده يعنى جايز نيست الرّجلين الصّالحين را نعت براى زيد كه معلوم بوده و عبد اللّه كه مجهول است قرار دهيم.
از اين كلام اينطور استفاده مىشود كه زوال نعت مصحّح مثال مذكور مىباشد از اينرو ابو حيّان در كلام صفّار تصرّف نموده و باشتباه افتاده است.
مصنّف گويد:
در آنچه صفّار ذكر نموده هيچ حجّتى وجود ندارد زيرا بسا براى چيزى دو مانع وجود دارد ولى از يكى فقط نام برده مىشود زيرا مقام مقتضى ذكر يكى فقط مىباشد.
شرح
قوله: و اذ قد استدلّا بذلك: ضمير تثنيه در « استدلّا » به صفّار و جماعت راجع بوده و مشار اليه « ذلك » دو آيه سوره بقره و صفّ مىباشد.
قوله: انّا اعطيناك الكوثر: سوره كثر آيه (١).
قوله: و نحوه فى التّنزيل كثير: ضمير در « نحوه » به قوله تعالى انّا اعطيناك الخ راجع است.
قوله: يدلّ عليه المعنى: ضمير در « عليه » به امر مقدّر راجع است.
قوله: فغلط عليه: ضمير در « عليه » به سيبويه راجع است.
قوله: و انّما قال الخ: ضمير در « قال » به سيبويه عود مىكند.
قوله: و اعلم انّه لا يجوز الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: لمّا منعها سيبويه من جهة النّعت: ضمير در « منعها » به هذه المسئلة يعنى من عبد اللّه و هذا زيد الرّجلين الصّالحين راجع است.
قوله: يصحّحها: ضمير منصوبى به هذه المسئله عود مىكند.
قوله: فوهم فيه: ضمير در « فيه » به كلام صفّار راجع است.
قوله: لانّه الّذىّ اقتضاه المقام: ضمير در « لانّه » به احدهما راجع است.