الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٤ - جواب زمخشرى از آيه شريفه در سوره صف
براى « تجارت » بود ديگر « بشّر » را نمىتوان بآن عطف كرد زيرا شرط دو جمله متعاطف اينستكه هريك را بتوان بجاى ديگرى نهاد و پرواضح است « بشّر » بعنوان جمله مفسّره نمىتواند بجاى « تؤمنون » قرار بگيرد.
شرح
قوله: و قال فى آية الصّفّ: ضمير فاعلى در « قال » به زمخشرى راجع است.
قوله: لانّه بمعنى آمنوا: ضمير در « لانّه » به « تؤمنون » عود مىكند.
قوله: و لا يقدح فى ذلك: مشار اليه « ذلك » عطف مىباشد.
قوله: انّه تفسير للتّجارة: ضمير در « انّه » به « تؤمنون » راجع است.
قوله: تنزيلا لسبب السّبب منزلة السّبب: در جمله «هلادلّكم على تجارة تنجيكم من عذاب اليم تا يغفر لكم الخ» مقصود از « تجارت » ايمان بخدا و رسول گراميش مىباشد و دلالت بر آن سبب براى ايمان مىباشد و ايمان نيز سبب است براى غفران لذا دلالت سبب سبب غفران مىباشد حال در اين آيه سبب سبب غفران يعنى دلالت بجاى ايمان كه سبب غفران است قرار داده شده.
قوله: سلّمنا: يعنى بفرض جمله « تؤمنون » متعيّن براى تفسير باشد.
قوله: و لكنّه يحتمل انّه تفسير: ضمير در « لكنّه » بمعناى « شأن » بوده و در « انّه » به تؤمنون راجع است.
قوله: مع كونه امرا: ضمير در « كونه » به تؤمنون راجع است.
قوله: و حينئذ فيمتنع العطف: كلمه « حينئذ » يعنى و در زمانيكه جمله « تؤمنون را مفسّره فرض كرديم.
متن: و قال السّكّاكى: الامران معطوفان على « قل » مقدّرة قبل « يا ايّها» و حذف القول كثير، و قيل: معطوفان على أمر محذوف تقديره فى الاولى: فأنذر، و فى