الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٦ - مقاله برخى ديگر از ادباء
مقاله برخى ديگر از ادباء
برخى ديگر گفتهاند:
بشّر در دو آيه بقره و صفّ به امر محذوف معطوف هستند و تقدير آيه در سوره بقره چنين است:
فان لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتّقوا النّار الّتى وقودها النّاس و الحجارة اعدّت للكافرين فانذر الكفّار يا محمّد (ص) فى نفسك و بشّر المؤمنين.
و تقدير آن در سوره صفّ اينطور مىباشد.
و فتح قريب فابشر يا محمّد (ص) فى نفسك و بشّر المؤمنين.
چنانچه زمخشرى در آيه شريفه: و اهجرنى مليّا، گفته است:
تقدير آن فاحذرنى و اهجرنى مىباشد زيرا تمام آيه چنين است:
قال أراغب انت عن آلهتى يا ابراهيم، لئن لم تنته لارجمنّك و اهجرنى مليّا.
يعنى گفت اى ابراهيم آيا تو از خدايان و پروردگاران من روگردان شدهاى چنانچه از مخالفت خود دست برندارى تو را سنگسار كنم وگرنه سالها از من بدور باشى.
بنابراين كلمه « لارجمنّك » چون دلالت بر تهديد مىكند لذا بقرينه آن فاحذرنى مقدّر است.
سپس مصنّف مىگويد:
و امّا جواب از « هل عند رسم دارس من معوّل»:
بايد بگوئيم كلمه « هل » در آن نافيه بوده همانطورى كه در و هل يهلك الّا القوم الظّالمون ( هلاك نمىشوند مگر طائفه ظلمكننده).
بنابراين عطف در اين بيت از قبيل عطف انشاء بر خبر نبوده بلكه از باب عطف خبر بر خبر مىباشد.
و امّا جواب از « هذه خولان»:
پس بايد بگوئيم معناى آن « تنبّه لخولان» بوده لهذا عطف فانكح فتاتهم بآن از قبيل عطف انشاء بر انشاء است نه انشاء بر خبر و مىتوان گفت