الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٤ - گفتار مصنف در رد فارسى و سيرافى
آنرا قبول ندارد.
و از اين مطلب گذشته و بدنبال كلام يعنى جريان عطف على التّوهّم در مجزوم بپردازيم:
در آيه: انّه من يتّقى و يصبر فانّ اللّه لا يضيع اجر المحسنين ( كسيكه پرهيزكارى داشته و شكيبائى نمايد پس خداوند متعال اجر و پاداش نيكوكاران را ضايع و تباه نمىسازد).
قنبل كلمه « يتّقى » را باثبات ياء قرائت نموده و « يصبر » را مجزوم كرده است لذا مىتوان گفت وى چنين پنداشته كه « من » موصوله است و از اينرو ياء در يتّقى ثابت بايد باشد و از طرف ديگر چون معناى شرط را متضمّن است در خبرش كه « فانّ اللّه الخ» باشد لفظ « فاء » در آمده.
و امّا جزم « يصبر » بخاطر آنستكه معطوف بر « يتّقى » است بتوهّم اينكه « من » شرطيّه بوده و « يتّقى » فعل شرط و مجزوم مىباشد.
برخى ديگر از ارباب ادب گفتهاند:
كلمه « يصبر » بنيّت وقف وصل شده يعنى مرفوع است منتهى چون نيّت وقف مىشود ساكن قرائت شده مانند قرائت نافع: و محيائى و مماتى كه « ياء » محيائى را ساكن خوانده و اين سكون از باب وصل بنيّت وقف مىباشد.
بعضى ديگر گفتهاند:
سكون « راء » در يصبر بخاطر توالى حركات در دو كلمه مىباشد يعنى از « راء » تا همزه « فانّ » حروف پشت سر هم چون داراى حركت مىباشند و اين امر موجب ثقل تلفّظ بوده لاجرم بمنظور رفع اين محذور « راء » را ساكن كردهاند چنانچه در « يأمركم » و « يشعركم » حال چنين است يعنى « راء » را ساكن كردهاند تا سه حركت متوالى در دو كلمه حادث نشود يعنى « راء و كاف و ميم» در « يأمركم » و « عين و راء و كاف» در « يشعركم » .
پارهاى ديگر گفتهاند:
كلمه « من » شرطيّه بوده و « ياء » در « يتّقى » از اشباع كشره « قاف »