الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٣ - گفتار مصنف در رد فارسى و سيرافى
كلمه « نويّا » اسمى است كه طبق لغت هذيل اضافه به ياء متكلّم شده و تقدير آن « نواى » مىباشد و بهر تقدير شاهد در « عطف » « و استدرج» بر « اصالحكم » است كه دو قول سابق الذّكر در آن جارى است و همچنين در مثال: قام القوم غير زيد و عمرا (طائفه و جماعت ايستادند مگر زيد و عمرو) بنصب « عمرو » اختلاف است كه آيا عطف « عمرو » بر « زيد » از باب عطف بر محلّ بوده يا از قبيل عطف على التّوهّم است؟
بايد بگوئيم بنظر ما صواب آنستكه از باب عطف على التّوهّم بوده و حقّ در اينمثال همان رأى سيبويه است چه آنكه وى گفته:
كلمه « غير زيد» بجاى « الّا زيدا» و بمعناى آن مىباشد و ادباء آنرا به قول عقبة بن حارث اسدى تشبيه كردهاند وى در خطاب به معاوية بن ابى سفيان مىگويد:
|
معاوى انّنا بشر فاسجع |
فلسنا بالجبال و لا الحديد |
يعنى: اى معاويه ما طائفه و جماعت انسان مىباشيم پس با ما بمدارات و نرمى رفتار نما، ما كوهها و آهنها نيستيم كه سختها در آنها اثر نكند.
شاهد در « الحديد » است كه ادباء عطف آن بر « جبال » را از باب عطف بر محلّ دانستهاند چه آنكه « جبال » بملاحظه اينكه خبر « ليس » است محلّا منصوب مىباشد ولى سيبويه آنرا از باب عطف على التّوهّم دانسته يعنى گفته است نصب « الحديد » از باب اينستكه عطف بر « الجبال » شده بتوهّم اينكه « باء » بر سرش در نيامده است.
و بهر تقدير برخى از كسان كه فهم و ادراك ضعيفى دارند از انشاد سيبويه و ذكر اين بيت اينطور استنباط كردهاند كه وى عطف « الحديد » بر « الجبال » را از قبيل عطف بر محلّ مىداند در حاليكه چنين نيست زيرا اگر مقصود سيبويه اين مىبود ابدا لفظ « شبّهوه » را بكار نمىبرد لذا اين تعبير استفاده مىشود كه شبيه بودن « غير زيد» به بيت بنظر ادباء بوده ولى خودش