الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٤ - مقاله ابو حيان و گفتار مصنف
با توجّه باين نكته مىگوئيم:
« مخافة » مفعول له است حال طبق تقدير دوّم اگر « اللّيان » به آن عطف باشد چون در مفعول له شرط است از نظر فاعل با عاملش متّحد باشد لازم است « اللّيان » نيز همچون معطوف عليهش يعنى « مخافة » با عامل يعنى « كنت داينت» متّحد باشد و چون فاعل « اللّيان » غير متكلّم است لاجرم عطفش على الظّاهر بر « مخافة » صحيح نيست مگر بتقدير مضاف.
مقاله ابو حيّان و گفتار مصنّف
سپس مصنّف مىگويد: و از كلمات و مقالات عجيب و غريبى كه در اينمقام گفته شده مقاله ابو حيّان نحوى است وى مىگويد:
شرط عطف بر محلّ آنستكه معطوف عليه لفظ و محلّ داشته باشد.
اينكلام از ايشان بسيار عجيب مىنمايد زيرا صورت مسئله مورد بحث آنستكه معطوف عليه لفظ و معنا داشته باشد پس وى صورت مسئله را شرط مسئله قرار داده مضافا باينكه شرط اوّلى را كه ما ذكر نموده و اعتبارش حتمى و قطعى است ساقط كرده و نامى از آن بميان نياورده است.
شرح
قوله: اعجبنى ضرب زيد و عمرو: فرق اينمسئله با مسئله سوّم اينستكه، مسئله سوّم معطوف عليه مضاف اليه وصف بوده ولى در اينمسئله معطوف عليه مضاف اليه مصدر مىباشد.
قوله: بالرّفع: بنابر اينكه معطوف بر محلّ معطوف عليه كه رفع است عطف شده باشد در صورتيكه اضافه مصدر بمعمول از قبيل اضافه مصدر بفاعل باشد.
قوله: او عمروا بالنّصب: بنابر اينكه معطوف بر محلّ معطوف عليه كه