الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥ - شاهد براى خبريت نكره
كه اينكلمه (يعنى ماء استفهاميّه) صدارت داشته و ما قبلش هرگز در ما بعد آن نمىتوان عمل نمايد.
قوله: و امّا من نصب: يعنى كسيكه « حاجتك » را نصب داده.
قوله: فاستتر فيه: ضمير در « استتر » به ضمير « هى » و در « فيه » به ناسخ راجع است.
قوله: و نظيره: يعنى و نظير ما جائت حاجتك مىباشد.
قوله: و لاتابعا: يعنى ضمير را تابع براى « زيد » فرض نكنيم و مقصود از « تابع » تأكيد است.
قوله: فيجوز لك حينئذ: يعنى حين فرضت الضّمير مبتداء ثانيا.
قوله: ان تدخل عليه كان: ضمير در « عليه » به ضمير راجع است.
متن: و يجب الحكم بابتدائيّة المؤخّر فى نحو: « ابو حنيفة ابو يوسف» و بنونا بنو أبنائنا ... رعيا للمعنى، و يضعف ن تقدر الاوّل مبتدأ بناء على انّه من التّشبيه المعكوس للمبالغه، لأنّ ذلك نادر الوقوع، و مخالف لأصول، اللّهمّ إلّا أن يقتضى المقام المبالغة، و اللّه اعلم.
ترجمه:
سپس مصنّف گويد:
اگر چه قبلا گفتيم دو اسمى كه هردو معرفه بوده و در رتبه با هم متساوى باشند بايد اوّلى آنها مبتداء و دوّمى خبر فرض شود ولى از اين گفته دو مثال ذيل را بايد استثناء نمود:
١- ابو حنيفه ابو يوسف (ابو حنيفه است ابو يوسف).
شاهد در « ابو يوسف» است كه مبتداء بوده اگر چه مؤخّر آمده.
٢- بنونا بنو ابنائنا (پسران ما هستند پسران پسران ما).
شاهد در « بنو ابنائنا» است كه مبتداء بوده اگر چه مؤخّر آمده است.
و وجه لزوم مبتداء بودن اسم مؤخّر در ايندو مثال رعايت معنا است چه آنكه مثلا در مثال دوّمى از پسران پسران خبر داده شده كه ايشان در واقع