الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦ - شاهد براى خبريت نكره
پسران ما هستند و به تعبير روشنتر از نوه خبر دادهايم كه او نيز فرزند محسوب مىشود نه اينكه از فرزند صلبى و بدون واسطه خبر دادهايم كه نوه ما مىباشد و پرواضح است اگر بخواهيم بگوئيم فرزند بدون واسطه همان نوه و پسر پسر مىباشد خبر كذب محض است لذا رعايت معنا مقتضى است كه عكس آن مراد بوده در نتيجه اسم مؤخّر مبتداء و مقدّم خبر باشد.
سؤال و انتقاد
ممكنست در مقام انتقاد و سؤال گفته شود:
قبول نداريم كه اسم مؤخّر در ايندو مثال مبتداء بوده و مقدّم خبر بلكه على القاعده همان اسم اوّل مبتداء و دوّمى خبر است منتهى براى رفع اشكال ياد شده و تصحيح معنا مىگوئيم:
اينكه از پسر بدون واسطه خبر دادهايم كه پسر پسر است از باب تشبيه معكوس بوده كه داعى بر ارتكابش مبالغه مىباشد و بعبارت واضحتر:
گاهى در باب تشبيه بر خلاف معمول ناقص در وصفى را اصل و كامل را فرع قرار مىدهند مثلا عوض آنكه بگويند زيد مانند شير است مىگويند شير مانند زيد است و اين تشبيه را تشبيه معكوس گفته و داعى بر آن مبالغه مىباشد يعنى گويند از باب مبالغه ادّعاء نموده كه زيد در امر شجاعت بحدّى رسيده كه شير را بايد بآن تشبيه نمود، با توجّه باين نكته در مثال مذكور نيز مىگوئيم:
على القاعده بايد فرزند فرزند را كه نوه بوده به فرزند بدون واسطه تشبيه كرده و بگوئيم:
نوه ما پسر ما مىباشد ولى از باب مبالغه مىتوان گفت پسر ما نوه ما مىباشد.
جواب
اين تقرير و بيان ضعيف و غير قابل اعتماد است زيرا اگر چه تشبيه