الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٩ - امورى كه موجب جواز نكره آوردن مبتدا مىباشند
ممنوع من الصّرف لانّه اسم أمّة: قال يونس: قال رؤبة: المطر شهر ثرى الخ، و هذا دليل على انّه خبر، و لا بدّ من تقدير مضاف قبل المبتداء لتصحيح الاخبار عنه بالزّمان.
ترجمه:
از جمله مسوّغات ديگر
مصنّف گويد: و از جمله امورى كه جزء مسوّغات شمردهاند اينستكه نكره محصور واقع شود مانند: انّما فى الدّار رجل (فقط مرد در خانه مىباشد).
شاهد در « رجل » است كه نكره بوده و چون بواسطه « انّما » محصور واقع شده مبتداء قرار گرفته.
يا نكره بمنظور افاده تفصيل آورده شده باشد مانند:
النّاس رجلان، رجل اكرمته و رجل اهنته (مردم دو دسته هستند دستهاى كه من ايشان را اكرام نموده و دستهاى كه بآنها اهانت كردهام).
و نيز مانند قول امرء القيس:
|
فاقبلت زحفا على الرّكبتين |
فثوب نسيت و ثوب اجرّ |
يعنى: پس روى آوردم بآن مكان در حاليكه بر روى دو زانوى خود حركت مىكردم پس جامهاى را فراموش كرده و جامهاى ديگر را مىكشيدم.
شاهد در « ثوب » بوده كه نكره مىباشد و چون بمنظور افاده تفصيل آمده ابتداء بآن جائز است.
و همچنين مانند قول اهل لسان كه مىگويند:
شهر ثرى و شهر ترى و شهر مرعى (در ماهى باران مىريزد و در ماهى گياهان را مىبينى و در ماهى چهارپايان بچرا مىروند).
شاهد در كلمه « شهر » در سه موضع است كه چون در مقام تفصيل ذكر شده با اينكه نكره است ابتداء بآن جايز مىباشد.
و يا نكره بعد از فاء جزائيّه بيايد مانند:
ان مضى عير فعير فى الرّباط (اگر گورخرى فرار نمود پس گورخر ديگرى در بند مىباشد).