الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٧ - امورى كه موجب جواز نكره آوردن مبتدا مىباشند
نموده مانند: قائم الزّيدان (ايستادهاند دو زيد).
شاهد در « قائم » است كه نكره بوده و نزد كسيكه اينمثال را تجويز نموده چون در « الزّيدان » عمل كرده نفس اينعمل مجوّز آنست كه مبتداء قرار گيرد اگر چه نكره مىباشد.
يا عمل نصبى كرده نظير: امر بمعروف صدقة (امر به نيكى نمودن خود صدقه محسوب مىشود).
شاهد در « امر » است كه نكره بوده و چون در « بمعروف » عمل كرده ابتداء بآن جايز است.
و مانند: افضل منك جائنى (برتر از تو نزد من آمد).
شاهد در « افضل » است كه نكره بوده و چون در « منك » عمل كرده ابتداء بآن جايز است.
امّا اينكه ايندو را مثال براى عمل نصب آورديم جهتش آنستكه « بمعروف » در مثال اوّل و « منك » در مثال دوّم ظرف بوده و ظرف محلّا منصوب است لذا در مثال اوّل مصدر آنرا نصب داده و در مثال دوّم وصف عامل نصب محسوب مىشود.
يا عمل جرّى بنمايد مثل: غلام امرئة جائنى (غلام زنى نزد من آمد).
شاهد در « غلام » بوده كه نكره است و در « امرئة » عمل جرّى كرده از اينرو ابتداء بآن جايز است و نيز مانند: خمس صلوات كتبهنّ اللّه (پنج نماز خداوند واجب قرار داده است).
شاهد در « خمس » است كه نكره بوده و چون در « صلوات » عمل جرّى نموده لذا ابتداء بآن جايز است.
تبصره
بايد توجّه داشت شرط اين نوع يعنى نكرهاى كه عمل جرّى مىنمايد آنستكه مضاف اليه نكره بوده چنانچه مثالش را ذكر نموديم يا معرفه بوده و