الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠ - تشخيص مبتداء از خبر
كم مالك (چقدر مال تو است).
شاهد در « كم » استفهاميّه است كه نكره بوده ولى چون معناى استفهاميّت از مسوّغات ابتداء بنكره بوده سيبويه آنرا مبتداء و « مالك » را با اينكه معرفه هست خبر قرار داده.
و نيز مانند: خير منك زيد (بهتر از تو زيد مىباشد).
شاهد در « خير » است كه نكره بوده ولى چون در « منك » عمل كرده و نفس اين معنا از مسوّغات ابتداء بنكره است آنرا سيبويه مبتداء و « زيد » را با اينكه معرفه مىباشد خبر قرار داده است.
و نيز مانند: خير منك زيد (بهتر از تو زيد مىباشد).
شاهد در « خير » است كه نكره بوده ولى چون در « منك » عمل كرده و نفس اين معنا از مسوّغات ابتداء بنكره است آنرا سيبويه مبتداء و « زيد » را با اينكه معرفه مىباشد خبر قرار داده است.
و همچنين مانند: حسبنا اللّه (كفايت مىكند ما را حقتعالى).
شاهد در « حسبنا » است كه بمعناى « كاف » يعنى اسم فاعل بوده فلذا بواسطه اضافه به « نا » كسب تعريف نكرده و نكره مىباشد و بگفته سيبويه مبتداء بوده و « اللّه » خبرش مىباشد و مسوّغ ابتداء بنكره در آن اينست كه در « نا » عمل كرده است.
وجه گفتار سيبويه
مصنّف گويد:
دو وجه براى گفته سيبويه مىباشد:
وجه اوّل: اصل در مبتداء و خبر اينستكه مبتداء مؤخّر نبوده و خبر مقدّم نباشد لذا در امثله مذكور مقتضاى اصل آنستكه اسم اوّل را مبتداء و دوّم را خبر قرار دهيم اگر چه اوّلى نكره و دوّمى معرفه باشد.
وجه دوّم: دو اسم مزبور همچون دو اسم معرفهاى بوده كه اعرف و اخصّ از آندو متأخّر قرار گرفته باشد مانند: الفاضل انت كه « انت » اعرف و اخصّ از « الفاضل » بوده و مؤخّر از آن آمده و همانطورى كه در اينمثال و اشباه آن اسم مقدّم را مبتداء و مؤخّر را خبر قرار مىدهند در امثله مذكور نيز بايد امر چنين باشد.