الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢ - شاهد براى ابتدائيت نكره
ترجمه:
نظريّه مصنّف
مصنّف گويد:
در مقابل جمهور و سيبويه بنظر ما هردو وجه جايز است يعنى هم مىتوان اسم نكرهاى كه در اوّل قرار گرفته و براى ابتدائيّتش مجوّز و مسوّغ وجود دارد مبتداء قرار داد و هم اسم معرفهاى كه مؤخّر واقع شده است و دليل ما بر اين گفتار عمل نمودن به دليل طرفين يعنى جمهور و سيبويه مىباشد چه آنكه به استدلال هردو مىتوان اعتماد و استناد جست لاجرم هردو وجه جايز مىباشد.
شاهد براى ابتدائيّت نكره
براى ابتدائيّت اسم نكره مىتوان به چهار مثال ذيل تمسّك جست:
١- فرموده حقتعالى: فانّ حسبك اللّه.
شاهد در « حسبك » است كه نكره بوده و در اين آيه منصوب بوده تا اسم « انّ » باشد و پرواضح است اين نصب علامت آنستكه در اصل مبتداء بوده پس نفس عمل « انّ » در نكره خود دليل است بر جواز مبتداء بودنش.
٢- فرموده حقتعالى: انّ اوّل بيت وضع للنّاس للّذى ببكّة ( بدرستيكه اوّلين خانهاى كه براى مردم وضع گرديد هر آينه منزلى بود در مكّه).
شاهد در « اوّل » است كه نكره بوده و اسم « انّ » مىباشد و بهمان تقرير و بيان گذشته مىتوان آنرا شاهد براى ابتدائيّت نكره قرار داد.
٣- قول اهل لسان كه مىگويند: انّ قريبا منك زيد (بدرستيكه نزديك بتو زيد مىباشد).
شاهد در « قريبا » است كه اسم « انّ » واقع شده و نكره مىباشد و به بيان گذشته مىتوان آنرا شاهد براى ابتدائيّت نكره قرار داد.
٤- قول اهل لسان كه مىگويند: بحسبك زيد (كفايت مىكند ترا زيد).