إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٧ - امر چهارم
و قد أشرنا إلى أنّ صحّة الاطلاق كذلك و حسنه، إنّما كان بالطّبع لا بالوضع، و إلا كانت المهملات موضوعة لذلك، لصحّة الاطلاق كذلك فيها، و الالتزام بوضعها لذلك كما ترى(١).
دارد يعنى شما لفظ زيد خودتان را در زيد آن مخبر استعمال كرديد به عبارت ديگر وقتى مىگوئيد زيد در جمله مذكور، فاعل است، شما زيد خودتان را در زيد آن مخبر به كار برديد.
٣- اطلاق لفظ و اراده صنف آن- در مثال قبل- ضرب زيد- اگر توجّه شما به خصوص «زيد» مذكور در آن جمله نباشد يعنى عنايتى به زيد مذكور در جمله مخبر نداشته باشيد بلكه نظر شما وسيع باشد و به آن دوست بگوئيد: بدان هر مخبرى كه جمله «ضرب زيد» از دهانش خارج شود، لفظ زيد در آن جمله، فاعل است در اين صورت، شما زيد در كلام خود را در صنف «زيد» به كار بردهايد يعنى آن زيدهائى كه در دنبال «ضرب» واقع مىشود و آن زيدهائى كه فاعل واقع مىشود نه آن زيدهائى كه عنوان مبتداء پيدا مىكنند.
إيضاح الكفاية ؛ متنج١ ؛ ص٧٧
١]- سؤال: مجوّز و دليل صحّت اطلاقات سهگانه مذكور چيست و آيا در ما نحن فيه آن علائق بيست و چندگانه معهوده وجود دارد؟
جواب: در امر سوّم گفتيم كه مجوّز چنين اطلاقاتى «بالطّبع» است نه «بالوضع» يعنى هر استعمال و اطلاقى كه مقبول طبع باشد، صحيح است.
مصنّف «ره» در عبارت مذكور، شاهد ديگرى بر صحّت اطلاق لفظ و اراده نوع يا صنف و يا مثل آن آوردهاند: