إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٦٥ - بيان اقسام وضع
عبارت است از:
واضع هنگامى كه در صدد وضع كلمه «من» و «الابتداء» بوده، همان مفهوم كلّى «الابتداء» را تصوّر كرده و هر دو لفظ را براى همان معنا وضع كرده و در حال استعمال هم در همان معناى كلّى استعمال مىشوند امّا آن دو فرقى دارند كه خود واضع هم به آن فرق و به آن نكته توجّه داشته است كه: مردم در مقام استعمال به دو صورت به مفهوم «الابتداء» نياز دارند يعنى با اينكه معنا واحد است امّا دو حال و دو كيفيّت دارند.
١- گاهى «ابتداء» اصالت و استقلال دارد و در رديف ساير معانى است- همانطور كه انسان و رجل، مفهوم كلّى و مستقلّى دارند- يعنى مستعملين، نياز استقلالى به مفهوم ابتداء دارند واضع، دستور داده است كه در اين قبيل موارد كلمه «الابتداء»- كه اسم من الاسماء هست- را به كار ببريد به عبارت ديگر تعهّد و تقيّدى مطرح و اشتراطى در ميان است يعنى واضع، دائره استعمال را محدود نموده و گفته اگر نياز استعمالى شما به «ابتداء» به نحو استقلال است، كلمه الابتداء را در مفهوم الابتداء به كار ببريد و مثلا بگوئيد «ابتداء كلّ امر اصعب من انتهائه».
٢- امّا اگر نياز استعمالى شما به نحو استقلال نيست، بلكه حالة للغير است، و مثلا ارتباط به سير و بصره دارد، ارتباط با آمدن شما از منزل به طرف مسجد دارد، در اين صورت شما كلمه «من» را در همان مفهوم كلّى ابتداء استعمال كنيد. بنابراين وضع هر دو عام، موضوع له و مستعمل فيه هر دو هم عام است امّا مكان و محلّ استعمال آن دو تفاوت دارد و ترادفى در ميان نيست كه بتوان هركدام را در موضع ديگرى به كار برد.
تذكّر: «وضع» مقدّمه استعمال است و واضع به استعمالات بعد الوضع نظر دارد، لذا براى آنها- من و الابتداء- دو وضع در نظر گرفته است در يك موردش كلمه «الابتداء» و براى مورد ديگرش كلمه «من» را وضع نموده بدون اينكه لحاظ استقلالى و تبعى در