إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤١٠ - جهت سوم لفظ امر - الف، ميم و راء - حقيقت در وجوب است
و قوله صلّى اللّه عليه و آله: (لو لا أن أشقّ على أمّتي لأمرتهم بالسّواك)(١).
و قوله صلّى اللّه عليه و آله- لبريرة بعد قوله: أ تأمرني يا رسول اللّه؟-: (لا، بل إنّما أنا شافع) إلى غير ذلك(٢).
عنوان يك دليل ارائه نمود ولى مىتوان آن را به عنوان يك مؤيّد ذكر كرد و ظاهر آيه، اين است كه نفس مخالفت امر، داراى آن اثر هست و اضافه و نسبت آن به پروردگار يا رسول اللّه مدخليّتى در آن جهت ندارد.
(١)- مؤيّد دوّم: «... قال رسول اللّه (صلّى اللّه عليه و آله): لو لا ان اشقّ على امّتى لامرتهم بالسّواك مع كلّ صلاة».
از حديث مذكور، استفاده مىشود كه «امر» انسان را در مشقّت قرار مىدهد و اگر امر دلالت بر طلب لزومى نمىكرد كه انسان در مشقت واقع نمىشد، بهعلاوه امر استحبابى نسبت به سواك از رسول اللّه (صلّى اللّه عليه و آله) فراوان صادر شده و چيزى را كه حديث مزبور در صدد نفيش هست، امر وجوبى نسبت به سواك هست پس ظاهر آن روايت، اين است كه «امر» مشقّتآور مىباشد و انسان را در كلفت و زحمت قرار مىدهد و اين مطلب، در صورتى است كه «امر» بر طلب وجوبى دلالت كند زيرا طلب استحبابى كه كلفت آفرين نيست.
مناقشه: قرينهاى در روايت مذكور هست كه دلالت مىكند مقصود از «امر» طلب لزومى است و آن قرينه كلمه «لو لا ان اشقّ» مىباشد و اگر قرينه مذكور در آن نمىبود، امكان داشت كسى بگويد «امر» دلالت بر وجوب نمىكند. البتّه احتمال مذكور، بعيد مىباشد و بههرحال، حديث مزبور مىتواند يكى از مؤيّدات قرار گيرد.
(٢)- مؤيّد سوّم: قوله (صلّى اللّه عليه و آله): «عوالى اللآلى: روى ابن عباس: انّ زوج