إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٦٨ - تعيين قدر جامع بنا بر قول اعمى
توضيح ذلك: استعاره، نوعى از مجاز است كه در آن علاقه مشابهت تحقّق دارد مانند استعمال لفظ اسد در رجل شجاع به علاقه مشابهت امّا سكّاكى در مورد استعاره، نظر خاصّى دارد و آن را از اقسام مجاز در كلمه نمىداند بلكه مىگويد استعاره هم نوعى حقيقت است و لفظ اسد در مثال مذكور در غير ما وضع له استعمال نشده بلكه در موضوع له خود كه همان حيوان مفترس است استعمال شده منتها در ذهن خود تنزيلى مىكنيم و مىگوئيم حيوان مفترس كه موضوع له لفظ اسد است داراى دو فرد و دو مصداق مىباشد يك فرد حقيقى كه همان حيوانى است كه معمولا در جنگل زندگى مىكند و يك فرد ادّعائى به نام رجل شجاع و اين فرد ادّعائى را مصداق حقيقى معناى اسد قرار مىدهيم- ادّعاء- لكن اين ادّعا ارتباطى به عالم لفظ ندارد و در لفظ هيچگونه، تغيير و تغيّرى حاصل نشده و نتيجهاش اين است كه لفظ در معناى حقيقى استعمال شده و مجازى در كلمه تحقّق ندارد.
اعمّى مىگويد، ما نظير بيان سكّاكى را در ما نحن فيه جارى نموده و مىگوئيم:
موضوع له اوّلى لفظ صلات، آن نمازى است كه تامّ الاجزاء و الشرائط باشد مثلا نماز دهجزئى، منتها بر نماز هفت جزئى،- نمازى كه بعضى از اجزاء را ندارد و در بعضى از حالات، وارد است- و نماز فاسد هم لفظ صلات را به زعم حقيقت بهنحوىكه سكّاكى مىگويد، اطلاق مىكنيم يعنى در ادّعا و قلب خود چنين تنزيلى مىكنيم كه نماز فاسد هم يكى از مصاديق واقعى صلات است و در نتيجه، هم استعمال لفظ صلات بر صحيح حقيقت است و هم بر نماز فاسد.