إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٦٦ - بيان اقسام وضع
ثم لا يبعد أن يكون الاختلاف في الخبر و الإنشاء أيضا كذلك، فيكون الخبر موضوعا ليستعمل في حكاية ثبوت معناه في موطنه، و الإنشاء ليستعمل في قصد تحقّقه و ثبوته، و إن اتّفقا فيما استعملا فيه، فتأمّل (١)
معنا و مفهوم، مدخليّت داشته باشد منتها قيود مذكور، مقام استعمال را ممتاز و مشخص مىكند.
سؤال: چه مانعى دارد كه لحاظ استقلال و تبعيّت جزء معنا باشد؟
جواب: پاسخ اين سؤال را اخيرا بيان كرديم و گفتيم نحوه اراده معنا نمىشود از خصوصيّات و مقوّمات معنا باشد زيرا لازمهاش اين است كه معناى اسماء اجناس هم جزئى شود درحالىكه همه معتقدند معانى اسماء اجناس، جزئى نيست و ...
خلاصه: به نظر مصنّف، وضع، موضوع له و مستعمل فيه حروف، عام است و درعينحال ترادفى هم در بين نيست.
(١)- مصنّف فرمودهاند: بعيد نيست كه اختلاف در خبر و انشاء هم مانند كلمه «من» و «ابتداء» باشد كه موضوع له و مستعمل فيه آنها يكى است امّا مكان و مقام استعمالشان متفاوت است.
بيان ذلك: جملاتى داريم كه هميشه به صورت خبر، استعمال مىشنوند مانند «ضرب زيد عمروا» و جملاتى داريم كه هميشه به صورت انشاء به كار مىروند مانند فعل امر. اينگونه جملات، محلّ بحث و شاهد ما نيست بلكه جملاتى كه گاهى براى خبر و زمانى براى انشاء استعمال مىشوند شاهد بحث ما هست مانند بعت، زوّجت و