إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٧٧ - نقد و بررسى دليل دوم جبريه
آيا مىتوان گفت كه چون خداوند متعال نسبت به آن حادثه، عالم بوده پس ابن ملجم، ديگر، اختيارى در آن حادثه و جنايت نداشته؟
هيچ فرقى بين آن دو علم نيست و همانطور كه علم على «عليه السّلام» از ابن ملجم، سلب اراده نكرده، علم پروردگار جهان هم نسبت به آن حادثه اصلا سلب اراده و اختيار ننموده لذا تعلّق علم خداوند به اعمال بندگانش نمىتواند باعث سلب اراده و قدرت از آنها بشود.
تذكّر: جبريّه از طريق مطابقت علم خداوند با واقع خواستند غير ارادى بودن اعمال عباد را اثبات كنند، ما اكنون به وسيله همان دليل، عليه خودشان استدلال و تمسّك مىكنيم كه:
سؤال: شما- جبريّه- از چه طريقى و از كجا مىدانيد كه علم، مطابقت با واقع دارد و آيا نبايد ابتداء، خصوصيّات آن واقع براى شما مشخّص باشد؟
فرضا الآن فردى نسبت به مطلبى اطّلاع و التفات پيدا مىكند شما از چه طريقى متوجّه مىشويد آن علم با واقع، مطابقت دارد يا نه، آيا راهى غير از بررسى خصوصيّات واقع داريد؟
واضح است كه ابتداء بايد «واقع» را تجزيه و تحليل كنيد سپس ببينيد آن علم، مطابق با واقع هست يا نه اگر مطابق با واقع بود، داراى عنوان علم و الا عنوانش جهل هست.
به عنوان مقدّمه به ذكر مثالى مىپردازيم كه: فرضا شما در هنگام خروج از منزل، شخصى را مشاهده مىكنيد كه در حال نواختن سيلى بر چهره فردى است آيا در اين صورت با مشاهده آن وضع مىتوانيد واقعيّت قضيّه را متوجّه شويد و آيا به مجرّد