إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦٨ - دليل دوم جبريه
باشد يعنى مرتبهاى كه ما فوق آن، تصوّر نشود پس خداوند متعال هم بايد داراى اصل قدرت باشد و هم قدرتش غير محدود باشد- و همچنين در مورد علم او-
سؤال: آيا ممكن است قدرت خداوند متعال به ممتنعات- مانند اجتماع نقيضين- تعلّق گيرد يا نه؟
مىدانيد در نتايج تمام قضايا، براهين و قياسات تا استحاله اجتماع نقيضين به آنها ضميمه نشود، نمىتوان از آنها نتيجه مطلوب را گرفت.
مثال: در شكل اوّل مىگويند: «العالم متغيّر و كلّ متغيّر حادث فالعالم حادث».
ممكن است گفته شود كه شما از قضيّه مذكور «حدوث عالم» را نتيجه گرفتيد، امّا چه مانعى دارد كه جهان، هم حادث باشد و هم حادث نباشد؟
در پاسخ مىگوئيم آرى نتيجه قياس مذكور، حدوث عالم است امّا با ضميمه شدن قضيّه عقليّه- استحاله اجتماع نقيضين- نتيجه مطلوب- حدوث عالم- گرفته مىشود يعنى هنگامى كه از شكل اوّل، نتيجه مىگيريم كه «فالعالم حادث» كانّ در دنبال آن، مطلب ديگرى هم هست كه: چون امكان ندارد هم عالم، حادث باشد و هم حادث نباشد پس جهان هستى فقط حادث است.
مثال ديگر: براى اثبات وجود صانع، ادلّه و براهين محكمى وجود دارد و ما ثابت مىكنيم كه «اللّه تبارك و تعالى» موجود است امّا اگر كسى بگويد چه مانعى دارد كه هم خداوند، موجود باشد و هم وجود نداشته باشد، اينجا است كه ما مجبور هستيم، قضيّه عقليّه- استحاله اجتماع نقيضين- را ارائه دهيم و ...
استحاله اجتماع نقيضين به نتيجه تمام قضايا ضميمه مىشود و ما نتيجه مطلوب را مىگيريم.
آيا استحاله اجتماع نقيضين كه به نتايج تمام قضايا راه پيدا مىكند از محدوده قدرت