إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦٧ - دليل دوم جبريه
ندارد و اصلا ممكنات را مستقلّ در تأثير نمىدانيم، همانطور كه در جواب قائلين به تفويض گفتيم:
ممكنات، استقلال در تأثير ندارند و فقط عنىّ بالذّات- كه وجودش نياز به علّت موجده و علّت مؤثّره ندارد- است كه استقلال در تأثير دارد و ممكنات در عين مؤثّريّت و در عين اينكه افعال، اعمال و آثارى با اراده آنها تحقّق پيدا مىكند، استقلال در تأثير ندارند.
خلاصه جواب: اگر ما براى انسان، در مقابل دستگاه سلطنت و قدرت الهى مؤثّريّت قائل مىشديم، دليل اوّل جبريّه درست بود لكن ما در دائره و محدوده مؤثّريّت خداوند متعال، قائل به تأثير و تأثّر هستيم و اين مطلب نه تنها اقتضاى شرك ندارد بلكه در مباحث آينده خواهيم گفت كه اين امر، خود دلالت بر كمال عظمت خالق مىكند كه او آنقدر بزرگ است كه قوّه خلّاقيّت به مخلوقات خود، عنايت كرده كه مخلوقاتش به عنايت و مشيّت الهى «اراده» خلق نمايند و مراد خود را لباس وجود بپوشانند امّا بههرحال پشتوانه آنها ذات اقدس احديّت است و مخلوقاتش در هر لحظه، نياز به افاضه وجود از ناحيه او دارند و هيچگاه مؤثّريّت خداوند و مخلوقات در مقابل و در عرض يكديگر نيستند و ...
تذكّر: جبريّه در دليل اوّل به تأثير و تأثّر عنايت داشتند و به «لا مؤثّر فى الوجود ...» توجّه داشتند لذا ما هم در جوابشان همان مسير را طى كرده و پاسخشان را بيان كرديم.
دليل دوّم جبريّه:
قبل از بيان آن به ذكر يك مقدّمه طولانى مىپردازيم:
مقدّمه: دليل عقلى و نقلى دلالت بر «علم» و «قدرت» خداوند متعال مىكند.
با قطع نظر از كتاب و سنّت، عقل هم دلالت مىكند كه واجب الوجود، كامل مطلق هست و بايد داراى صفات كماليّه باشد و علاوه برآن واجد مرتبه كامل صفات كماليّه