إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٥٥ - آيا تنظير و تشبيه مفوضه، صحيح است
نيست- حدوث بما هو حدوث، موضوعيّت و مدخليّتى ندارد- و همانطور كه بيان كرديم چيزى كه ملاك نياز به علّت است، همان امكان وجود است. آرى اگر شما توانستيد امكان وجود را از ممكن الوجود، سلب كنيد، آنوقت نياز به علّت هم از او سلب مىشود و اين مطلب، مستحيل است كه شىء حقيقت خود را از دست بدهد.
خداوند متعال هم در آيه شريفه چنين فرموده است: «يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ».
درحالىكه موجود و مخاطب خداوند هستيد فقراء الى اللّه هم مىباشيد- البتّه با ديد و نظر بالا و عالىتر اصلا وجود ممكن، عين تعلّق به بارى تعالى است- پس نبايد تصوّر شود كه «ممكن» در حدوثش محتاج به علّت هست امّا در بقاء، نيازى به علّت ندارد.
آيا تنظير و تشبيه مفوّضه، صحيح است
اوّلا: شما بر تنظير مذكور، دليلى نداريد و عين مدّعاى خود را به صورت تشبيه بيان كرديد، كدام دليل، دلالت دارد كه خلقت جهان هستى مانند ساختمان و بنّاء هست و ...
ممكن است ما هم چنين مثالى به شما ارائه دهيم كه:
ارتباط جهان هستى با خالق متعال مانند شعاع و نور خورشيد، نسبت به شمس است.
آيا امكان دارد كه نور و شعاع شمس بدون خورشيد تحقق پيدا كند؟
ثانيا: اصلا تشبيه شما باطل و مردود است و بىجهت خالق و جهان هستى را به معمار و ساختمان تشبيه كردهايد و آيا بنّا و معمار، علّت موجده ساختمان هست؟
واضح است كه او علّت موجده نيست زيرا اگر بنّا، علّت موجده باشد، بايد بتواند،