إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٥٢ - نقد و بررسى كلام مفوضه
نقد و بررسى كلام مفوّضه
يادآورى: لازم است دو مطلب را توضيح دهيم تا بطلان قول مفوضه آشكار شود:
١- چرا جهان هستى محتاج به علّت، موجد و خالق هست.
٢- وجه نياز به علّت چيست و آيا فقط در حدوث، نياز به علّت هست يا اينكه بقاء هم محتاج علّت مىباشد.
فلاسفه، مفهوم را بر سه قسم مىدانند: الف: واجب الوجود كه وجود براى او ضرورت و لزوم دارد. ب: ممتنع الوجود كه عدم برايش ضرورت دارد. ج: ممكن الوجود: كه نسبت آن به وجود و عدم مساوى است نه جانب وجود برايش ضرورت دارد و نه جانب عدم، يعنى داراى حقيقتى است كه هم با عدم سازگار است و هم با وجود ملائمت دارد و تقسيم مذكور، عقلى است و شقّ رابعى براى آن نمىتوان تصوّر كرد.
اثر تقسيم مزبور، اين است كه چيزى كه وجود براى او ضرورت دارد- به قول شما، مفوضه- و انفكاكى بين او و بين وجود، تصوّر نمىشود و تا شما آن را ملاحظه مىكنيد و تا وجود را در نظر مىگيرد، متوجّه مىشويد كه آنها لازم و ملزوم هستند، ديگر در چه چيز نياز به علّت دارد- فرض اين است كه وجود براى او ضرورى و ثابت است-
كما اينكه در ممتنع الوجود هم همينطور است يعنى وقتى آن شىء و آن مفهوم را با وجود مىسنجيم، هيچگونه ملائمت و سازگارى بين آن دو نيست و عدم براى آن