إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٤١ - دليل سوم اشاعره بر مغايرت طلب و اراده
مطلب نمىتوان مناقشه كرد زيرا آيات و روايات متعدّدى مردم را تحريض و دعوت به توحيد و اطاعت و بندگى خداوند متعال نمودهاند مانند آيه شريفه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ...» و ...
بنابراين، بدون ترديد مىتوان گفت ترك الكفر مطلوب للّه تبارك و تعالى- و كذا ترك العصيان-
كانّ اشاعره به ما چنين مىگويند كه:
شما- اماميّه- كه قائل به اتّحاد معناى طلب و اراده هستيد، در مثال مذكور كه «طلب» تحقّق دارد و ترك العصيان مطلوب خداوند متعال هست، بايد ملتزم شويد كه:
همانطور كه ترك الكفر «مطلوب» حضرت بارى «جلّ جلاله» هست «مراد» او هم مىباشد يعنى اراده پروردگار به ترك الكفر هم متعلّق شده و همانطور كه ترك العصيان مطلوب خداوند هست بايد مراد او هم باشد.
اشاعره گفتهاند اگر به چنان مطلبى قائل شويد، مستلزم تالى فاسدى هست كه:
چگونه اراده حق تعالى تحقّق پيدا كرده اما مرادش حاصل نشده، بين اراده و مراد خداوند، انفكاكى نيست و از نظر عقل و نقل، تخلّف مراد از اراده درباره خداوند، مستحيل است- إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ-
چگونه تصوّر مىشود كه خداوند، ترك كفر را اراده كند و درعينحال، كافر بر كفرش باقى باشد و همچنين او ترك العصيان را اراده نمايد امّا عاصى نسبت به معصيت خود ادامه دهد و اگر ترك كفر، متعلّق اراده خدا قرار مىگرفت اصلا كفرى تحقّق پيدا نمىكرد پس: نمىتوان گفت كه ارادة اللّه بر ترك كفر و ترك عصيان تعلّق گرفته و الا