إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٣٥ - دفع توهم
تمنّى، ترجّى، استفهام و امثال آنها- چيست؟
جواب: پاسخ سؤال مذكور در باب جمل خبريّه، واضح است كه:
واضع، هيئت جمله خبريّه زيد قائم و امثال آن را براى علمى كه در نفس مخبر هست، وضع ننموده بلكه:
اگر شما بخواهيد يك واقعيّتى را حكايت كنيد، مثلا زيد در واقع و خارج، متّصف به قيام است و شما تصميم داريد آن خبر را براى مخاطب خود، بيان كنيد، در اين صورت، شما به وسيله جمله «زيد قائم» آن مطلب را براى او بيان مىكنيد. پس هيئت جمله خبريّه زيد قائم براى دلالت از ثبوت نسبت- در واقع- بين زيد و قائم وضع شده است.
جمل خبريّه براى حكايت از واقع و دلالت بر ثبوت نسبتى بين موضوع و محمول، وضع شده.
لازم به تذكّر است كه گاهى انسان از امور ذهنيّه، حكايت مىكند، مثل اينكه مىگويد «الانسان نوع» يا «الانسان كلّى» واضح است كه جمل خبريّه مذكور هم دلالت بر ثبوت نسبت مىكند. منتها ظرف ثبوت نسبت در خارج نيست بلكه ذهن شما ظرف ثبوت هست و آنهم خود، واقعيّتى مىباشد.
خلاصه: مفاد جمل خبريّه، حكايت از ثبوت نسبت بين موضوع و محمول- فى نفس الامر- مىباشد.
سؤال: پس چرا شما در بيانات اخير- نقد و بررسى كلام اشاعره- مسأله «علم» را مطرح كرديد؟
جواب: ما در صدد اين بوديم كه: شخصى كه مىگويد «زيد قائم» اگر به نفس خود مراجعه كند- صرف نظر از واقع و ذهن- در نفس خود، جز حالت و صفت علم، چيزى