إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٣٤ - دفع توهم
إن قلت: فما ذا يكون مدلولا عليه عند الأصحاب و المعتزلة؟
قلت: اما الجمل الخبرية، فهي دالّة على ثبوت النّسبة بين طرفيها، أو نفيها في نفس الأمر من ذهن أو خارج، كالإنسان نوع أو كاتب.
و اما الصّيغ الإنشائيّة، فهي- على ما حقّقناه في بعض فوائدنا- موجدة لمعانيها في نفس الأمر، أي قصد ثبوت معانيها و تحقّقها بها، و هذا نحو من الوجود، و ربما يكون هذا منشأ لانتزاع اعتبار مترتب عليه شرعا و عرفا آثار، كما هو الحال في صيغ العقود و الإيقاعات(١).
هست- صفت و حالت نفسانى ديگرى كه بتوان اسمش را كلام نفسى گذاشت، وجدانا در نفس مخبر، وجود ندارد و همچنين در صيغ انشائيّهاى مانند ليت و لعلّ و امثال آنها.
مثلا كسى كه مىگويد «فيا ليت الشّباب لنا يعود فاخبره بما فعل المشيب» وقتى به نفس خود، مراجعه كند غير از صفت تمنّى، يك صفت واقعيّه ديگرى در او تحقّق ندارد كه بتوان نام آن را كلام نفسى گذاشت.
مصنّف اكنون به عنوان دفع توهّم فرمودهاند: شما خيال نكنيد كه كسانى كه كلام نفسى را نفى كرده- اماميّه و معتزله- و گفتهاند در جمل خبريّه، غير از صفت علم، چيزى در نفس متكلّم وجود ندارد، مقصودشان اين است كه مدلول جمل خبريّه «علم» مىباشد و همچنين همانها كه گفتهاند در صيغ انشائيّه، غير از تمنّى و ترجّى حقيقى، چيزى در نفس متكلّم نيست، مقصودشان اين نيست كه ليت و لعلّ براى تمنّى و ترجّى نفسانى وضع شده است.
(١)- اشكال: به نظر اماميّه و معتزله، مدلول جمل خبريّه و انشائيّه غير طلبيّه- مانند