إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٣٢ - مصالحه بين«اماميه و معتزله» با اشاعره در معناى طلب و اراده
بيان ذلك: در بحث طلب و اراده و نزاع مذكور- نفى و اثبات بر روى يك موضوع واقع نشده بلكه نفى بر روى يك عنوان و اثبات، روى عنوان ديگر است و هر دو طرف هر دو مطلب را قبول دارند زيرا:
اشاعره كه گفتهاند طلب با اراده، مغاير است- نفى اتّحاد مىكنند- مقصودشان اين است كه طلب انشائى با اراده حقيقى، متّحد نيست و علّت اين مطلب، همان است كه بيان كرديم كه:
آنها از قيد و كلمه حقيقى و انشائى صرفنظر كرده و روى مقام انصراف آن دو- طلب و اراده- تكيه كردهاند زيرا كلمه اراده اگر اطلاق شود- قرينهاى همراهش نباشد- به خاطر كثرت استعمال به اراده حقيقى، انصراف دارد امّا «طلب» به خاطر كثرت استعمال به طلب انشائى انصراف پيدا كرده لذا اشاعره به آن دو قيد- انشائى و حقيقى- توجّهى نكرده و گفتهاند طلب با اراده، مغاير است و اتّحادى ندارد پس موضوع نفى اشاعره، طلب انشائى و اراده حقيقى است و ما هم در اين مطلب با آنها اختلافى نداريم.
اما اماميّه و معتزله كه به اتّحاد طلب با اراده، قائل هستند، موضوع اثباتشان غير از موضوع نفى اشاعره هست.
گروه اخير هريك از طلب و اراده را با سنخ و نوع خودش مقايسه كرده و گفتهاند:
طلب حقيقى با اراده حقيقى، طلب انشائى با اراده انشائى، مفهوم طلب با مفهوم اراده، متّحد هست و تغايرى بين آنها نيست و ما هم قبول داريم كه طلب انشائى با طلب حقيقى، اراده انشائى با اراده حقيقى مغاير است و درعينحال اخيرا- در الجهة الرّابعة- بيان كرديم كه مقام انصراف طلب با اراده، مختلف است يعنى لفظ طلب، به طلب انشائى انصراف دارد و كلمه «اراده» به اراده حقيقيّه منصرف مىباشد.