إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨٤ - مختار مصنف«ره»
دو مورد، يكى است، با يك مفهوم بر ذوات منطبق مىشوند و به نحو حقيقت اوّليّه است نه حقيقت ثانويّه يا ارتكاب مجاز.
سؤال: تفاوت آن دو قضيّه چيست؟
جواب: فرقشان در نحوه تلبّس است. تلبّس خداوند به علم به نحو عينيّت است امّا تلبّس زيد به علم به نحو عينيّت نيست او با زحمت و درس خواندن، كسب علم نموده بنابراين، وجهى براى التزام به كلام صاحب فصول نيست كه بگوئيم كلمه عالم- در اطلاق بر پروردگار- از حقيقت اوّليش نقل پيدا كرده و داراى حقيقت ثانوى است.
چگونه مىتوان بيان صاحب فصول را پذيرفت درحالىكه اگر صفات عالم و امثال آن به غير معناى عامّش بر خداوند اطلاق شود، اگر به معنائى كه مجمل است و مفادش را نمىدانيم بر ذات او حمل نمائيم، صرف لقلقه لسان خواهد بود.
بالاخره معناى جمله «اللّه تبارك و تعالى عالم» چيست؟
سه احتمال براى آن ذكر مىكنيم:
الف: مقصود از كلمه «عالم» همان است كه در جمله «زيد عالم» مىگوئيم يعنى «انّه من ينكشف لديه الشىء».
اگر معناى مذكور، مورد قبول شما هست پس مدّعاى ما هم ثابت است. و نقل، تجوّز و تغيير معنا هم مطرح نيست تنها فرق دو جمله مزبور، اين است كه علم پروردگار متعال عين ذاتش هست ولى زيد، علم را با تعلّم، كسب كرده پس فرق در عينيّت و عدم عينيّت است و الا مفهوم «عالم» در هر دو جمله به صورت حقيقت اوّليّهاش هست و چنانچه آن مطلب و معنا را نپذيريد بايد يكى از اين دو معنا را قبول كنيد:
ب: معناى قضيّه «اللّه عالم» «من ينكشف لديه الشىء» نيست و «عالم» يعنى «من لا ينكشف لديه الشىء»؟