إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨٢ - مختار مصنف«ره»
خداوند متعال- تلبّس ذات بارى تعالى با صفات جماليّه- دارند كه:
اشكال: شما صفات جماليّه پروردگار را عين ذات او دانسته و از طرفى مىگوئيد ذات بايد متلبّس به مبدأ باشد. چگونه بين اين دو مطلب، جمع مىكنيد كه هم قائل به عينيّت شويم و درعينحال بگوئيم خداوند متلبّس به صفت علم است.
جواب: تلبّس مذكور هم نوعى از انحاء تلبّس و قيام است.
معناى قيام، اين نيست كه حتما بين ذات و صفت- مبدأ- مغايرت خارجى باشد به نحوى كه در خارج، ذاتى باشد و علمى تحقّق داشته باشد كه آن ذات متلبّس به علم باشد.
نفس اينكه صفتى عين ذات باشد و از نظر عين و خارج تغايرى با ذات نداشته باشد، اين هم خود، نوعى قيام و تلبّس است در قضيّه «اللّه تبارك و تعالى عالم» مبدأ- علم- از نظر مفهوم با اللّه تغاير دارد و درعينحال، صفات پروردگار، عين ذات او هست و در قضيّه مذكور لزومى به دو مشار اليه نيست بلكه به يك ذات اشاره مىكنيم كه همان ذات، عين علم و قدرت است.
اشكال: اگر قضيّه مذكور را به عرف، ارائه داده و بگوئيم ذاتى هست و تلبّس به مبدئى، او مىگويد بايد بين مبدأ و ذات جدائى باشد امّا اگر مبدأ، عين ذات شد، عرف نام آن را تلبّس و قيام نمىگذارد.
جواب: در كبراى قضيّه به عرف رجوع نموده مىگوئيم ايّها العرف در صدق مشتق چه چيز لازم است او مىگويد بايد ذات و تلبّس به مبدأ تحقّق داشته باشد امّا صغراى