إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٥٥ - برداشت مصنف از كلام صاحب فصول نادرست است
و قد انقدح بذلك عدم نهوض ما أفاده (رحمه اللّه) بإبطال الوجه الأوّل، كما زعمه (قدّس سرّه)، فإنّ لحوق مفهوم الشّيء و الذّات لمصاديقهما، إنّما يكون ضروريّا مع إطلاقهما، لا مطلقا، و لو مع التّقيد إلا بشرط تقيّد المصاديق به أيضا، و قد عرفت حال الشّرط، فافهم(١).
جهتش «امكان» باشد.
قوله «و بالجملة الدّعوى هو انقلاب مادّة الامكان ...».
مصنّف فرمودهاند ادّعاى محقّق شريف- انقلاب ممكنه به ضروريّه- در موردى است كه «ليست مادّته واقعا فى نفسه و بلا شرط غير الامكان» ولى شما- صاحب فصول- انقلاب مذكور را به اين كيفيّت تصحيح كرديد كه موضوع قضيّه را مقيّد به وجود يا عدم محمول قرار داديد كه ارتباطى به كلام محقّق شريف ندارد.
(١)- تكرار و خلاصه مطالب قبل: محقّق شريف «ره» فرمودند اگر مفهوم شىء در معناى مشتق، اخذ شود، عرض عام، داخل فصل و چنانچه مصداق شىء- ذات- در معناى مشتق مأخوذ شود، قضيه ممكنه به ضروريّه، منقلب مىشود لذا مفهوم مشتق را مركّب نمىدانيم بلكه مشتق، داراى مفهومى بسيط است. صاحب فصول «ره» ابتداء از دو شقّ كلام محقق شريف جواب دادند سپس در جواب خود از شقّ دوّم كلام محقق شريف- اخذ مصداق شىء و ذات در معناى مشتق- تنظّر نموده و فرمودند حق با محقّق شريف است. امّا اكنون پا فراتر نهادهاند كه: