إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣٤ - نقد و بررسى كلام صاحب فصول
و فيه: إنّه من المقطوع أنّ مثل الناطق قد اعتبر فصلا بلا تصرّف في معناه أصلا، بل بماله من المعنى، كما لا يخفى.
و التّحقيق أن يقال إنّ مثل النّاطق ليس بفصل حقيقي، بل لازم ما هو الفصل و أظهر خواصّه، و إنّما يكون فصلا مشهوريّا منطقيّا يوضع مكانه إذا لم يعلم نفسه، بل لا يكاد يعلم، كما حقّق في محلّه(١).
معناى ناطق از نظر لغت، مركّب است امّا در منطق، عنوان «شىء» را از آن حذف نمودهاند و اشكال دخول عرض عام در فصل هم مندفع مىباشد.
نقد و بررسى كلام صاحب فصول
(١)- اشكال يا جواب صاحب فصول انصافا نادرست است زيرا:
نمىتوان پذيرفت كه منطقيّين در معناى ناطق، تصرّف كرده و قسمتى از معناى لغوى را حذف سپس آن را به عنوان فصل انسان به من و شما معرّفى كردهاند و بيان مذكور، خلاف ظاهر است بلكه ظاهر، اين است كه:
«ناطق» با همان معناى لغوى در علم منطق به عنوان فصل انسان، معرّفى شده لذا جواب صاحب فصول، قابل قبول نيست ولى ما مىتوانيم جوابى به محقّق شريف بدهيم كه:
شما فرموديد اگر مفهوم شىء در معناى ناطق، مأخوذ باشد، عرض عام، داخل فصل مىشود، ما مىگوئيم كلام مذكور بر اين اساس است كه «ناطق» فصل انسان باشد ولى قبول نداريم كه آن، فصل انسان است به عبارت ديگر، اشكال شما- صاحب فصول- در صورتى وارد است كه «ناطق» فصل انسان باشد ولى ما نمىپذيريم كه «ناطق» فصل انسان باشد.
مصنّف، دليل خود را بيان نكردهاند ولى بعضى از محشّين چنين گفتهاند: