إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣٣ - پاسخ صاحب فصول به محقق شريف
و قد أورد عليه في الفصول، بأنّه يمكن أن يختار الشّقّ الأوّل، و يدفع الإشكال بأنّ كون النّاطق- مثلا- فصلا، مبنيّ على عرف المنطقيّين، حيث اعتبروه مجرّدا عن مفهوم الذّات، و ذلك لا يوجب وضعه لغة كذلك (١)
مىشود و اين همه بين آن دو، اختلاف پيدا مىشود لذا محقّق شريف فرمودهاند:
معناى مشتق، بسيط است نه مركّب، نه مفهوم شىء و نه مصداق شىء هيچكدام در معناى مشتق، اخذ نشده.
معناى ضاحك و ضارب مانند همان معناى فارسى آن دو هست. ضارب، يعنى زننده، كه يك عنوان بسيط است البتّه براى تحقّق عنوان «ضاربيّت» بايد زيد، ضرب، و مضروبى باشد تا عنوان مذكور تحقّق پيدا كند امّا بعد از اينكه مقدّماتش فراهم شد، يك عنوان «بسيط» انتزاعى به نام ضارب يا ضاحك داريم.
پاسخ صاحب فصول به محقّق شريف
(١)- صاحب فصول «ره» فرمودهاند از هر دو شقّ كلام محقّق شريف مىتوان جواب داد كه:
الف: مانعى ندارد كه مفهوم «شىء» در معناى ناطق، اخذ شود و اشكال دخول عرض عام در فصل را هم جواب مىدهيم كه:
معناى ناطق به حسب لغت و منطق، متفاوت است. معناى ناطق از نظر لغت «شىء له النّطق» است و شيئيّت در مفهوم آن، اخذ شده پس معنايش مركّب است امّا منطقيين كه ناطق را فصل انسان، قرار دادهاند، شيئيّت آن را حذف كرده يعنى با القاء مفهوم «شىء» آن را فصل انسان قرار دادهاند بنابراين معناى ناطق از نظر لغت با معناى منطقى آن تفاوت دارد و ما- اصوليّين- در نزاع مشتق با معناى منطقى آن كارى نداريم بلكه در صدد تعيين موضوع له مشتق هستيم پس: