إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣١٢ - امر ششم
قيد، مربوط به مسلوب است، آيا به هيئت آن ارتباط دارد يا به مادّه آن.
به عبارت ديگر، شما كه قضيّه سالبه، تشكيل مىدهيد قيد را در جانب هيئت- ضارب- اخذ مىكنيد يا مربوط به مادّه- ضرب- مىدانيد؟- نتيجه آن دو مختلف است-
١- گاهى مىگوئيم «زيد ليس بضارب الآن» يعنى اكنون كه از زيد، ضرب، منقضى شده، او ضاربيّت ندارد- قيد الآن، مربوط به هيئت ضارب است- در اين صورت با اين كه مسلوب، مقيّد است، درعينحال، دلالت بر مجازيّت مشتق، نسبت به منقضى مىكند زيرا اگر مشتق در اعم، حقيقت باشد مىتوان گفت «زيد ضارب الآن» و لو بضرب قبلى، يعنى ضرب ديروز، سبب مىشود كه اكنون عنوان ضاربيّت بر او صادق باشد.
خلاصه: اگر در قضيّه سالبه، قيد را مربوط به هيئت مسلوب و ضارب بدانيم، در اين صورت، قضيّه سالبه با اينكه مقيّد است، امّا دلالت بر مدّعاى ما مىكند مانند فرض الف و ب.
٢- اگر قيد را مربوط به مادّه ضارب دانستيم در اين فرض، صورت قضيّه چنين است «زيد ليس بضارب بالضّرب الفعلى» يعنى زيد به ضرب فعلى، ضارب نيست و اين مطلب، منافاتى ندارد كه زيد به ضرب ديروز، ضارب باشد.
فقط ايراد متشكل در اين صورت- كه قيد، مربوط به ماده ضارب باشد- وارد است زيرا او مىگفت با توجه به جمله «زيد ليس بضارب بضرب فعلى» منافاتى ندارد كه زيد بهسبب ضرب ديروز، عنوان ضاربيّت داشته باشد كه اين فرض را به نحو مشروح در بيان ايراد متشكل، توضيح داديم.
جمعبندى: چهار صورت براى قضيّه سالبه مقيّده، تصوير نموديم در سه صورت، ايراد مستشكل، وارد نبود و در يك صورت- كه قيد، مربوط به مادّه ضارب باشد- اشكال او وارد بود لكن مصنّف فرمودند الزامى نداريم آن قيد را مربوط به مسلوب بدانيم