إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٨٠ - امر پنجم
و يؤيّد ذلك اتّفاق أهل العربيّة على عدم دلالة الاسم على الزّمان، و منه الصّفات الجارية على الذّوات(١).
باشد به ملاحظه تلبّس در امس پس در حقيقت بودن آن، اتّفاق نيست بلكه محلّ نزاع هست.
نتيجه: پاسخ سؤالى را كه در اوّل امر پنجم مطرح كرديم براى شما مشخص شد كه:
مقصود از كلمه «حال» «حال تلبّس و حال صدور» است نه حال نطق.
جمعبندى: در جمله «زيد ضارب امس» دو نحو، اسناد متصوّر است.
الف: الآن حكم به ضاربيّت امس كنيم، در اين صورت بلا شبهه حقيقت است.
ب: الآن حكم به ضاربيّت نمائيم به ملاحظه صدور ضرب در امس، اين مورد، محل نزاع و بحث است.
و همچنين در مثال «زيد ضارب غدا» دو نحو، اسناد، متصوّر است.
الف: الآن حكم به ضاربيّت غد كنيم در اين صورت، حقيقت است.
ب: الآن حكم به ضاربيّت نمائيم به ملاحظه ضاربيّت در غد، در اين صورت بالاتفاق مجاز است.
(١)- مصنّف «ره» مؤيّدى اقامه نمودهاند كه مراد از كلمه «حال» در بحث مشتق، حال تلبّس است نه حال نطق:
اهل عربيّت، اتّفاق كردهاند كه اسم دلالتى بر زمان ندارد و مىدانيد كه مشتقاتى كه بر ذوات، حمل مىشوند مانند اسم فاعل و مفعول از اقسام اسم هستند.
اگر مراد از كلمه «حال» در عنوان نزاع، حال نطق باشد نه حال تلبّس لازمهاش اين