إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧٩ - امر پنجم
فرموديد: «... بعد الاتّفاق على كونه [اى المشتق] مجازا فيما يتلبّس به [اى المبدأ] فى الاستقبال» يعنى چنانچه ذاتى- زيد- در آينده مىخواهد تلبّس به مبدئى مانند ضرب، پيدا كند ولى ما به لحاظ اينكه او مثلا فردا اشتغال به ضرب پيدا مىكند، الآن عنوان ضارب را بر او منطبق نمائيم و بگوئيم «زيد ضارب غدا» بلا اشكال، استعمال آن مشتق، مجاز است نه حقيقت.
مثال ديگر: اگر به كسى كه امروز وارد حوزه علميّه شده تا تحصيل كند، عنوان مجتهد را اطلاق نمائيم به اعتبار اينكه او سى سال ديگر ملكه اجتهاد را كسب مىكند، قطعا استعمال مشتق در آن فرد، مجاز است نه حقيقت.
امّا شما در بحث فعلى و در امر پنجم فرموديد در جمله «سيكون زيد ضاربا غدا»، اطلاق ضارب بر زيد، حقيقت است.
خلاصه: ابتداى بحث مشتق فرموديد اطلاق ضارب بر زيد در جمله «زيد ضارب غدا» قطعا مجاز است ولى اكنون فرموديد اطلاق ضارب بر زيد در جمله «سيكون زيد ضاربا غدا» قطعا حقيقت است و بين دو كلام شما منافات هست.
جواب: كلام فعلى ما با اتّفاق علماء كه «زيد ضارب غدا» مجاز است منافاتى ندارد زيرا جمله «زيد ضارب غدا» كه اتّفاق بر مجازيّت آن شده از قبيل امثله قسم دوّم ما هست كه «حال نسبت با حال تلبّس» مختلف است و حكم به ضاربيّت الآن شده به ملاحظه اتّصاف و تلبّس در غد بهخلاف جمله «سيكون زيد ضاربا غدا» كه (حال تلبّس) و (حال نسبت) متّحد است.
و از اينجا معلوم شد كه در جمله «زيد ضارب امس» هم اگر اطلاق و نسبت، الآن