إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧٧ - امر پنجم
مقصود از كلمه حال، حال نطق- مقابل ماضى و مستقبل- مىباشد؟
مصنّف «ره» فرمودهاند مقصود از كلمه «حال»، حال نطق- زمان حال- نيست.
توضيح ذلك: «حال» داراى اطلاقاتى هست از جمله: الف: گاهى اطلاق مىشود و مراد از آن حال صدور و حال تلبّس ذات به مبدأ است.
ب: گاهى هم اطلاق مىشود و مراد از آن، حال جرى، حال اطلاق و حال نسبت است- كه متكلّم اتّصاف را به ذات، نسبت داده است-
دو معناى مذكور گاهى با يكديگر متّحد و جمع مىشوند.
مثال: ١- «زيد ضارب الآن» در مثال مذكور، هم حال نسبت و اطلاق، الآن است و هم حال صدور و تلبّس، الآن است.
٢- «كان زيد ضاربا امس» در مثال مزبور، حال تلبّس، امس است و هم حال اطلاق و نسبت.
٣- «سيكون زيد ضاربا غدا» در مثال اخير، حال تلبّس، فردا مىباشد و اطلاق هم به ملاحظه فردا است بنابراين در مثالهاى مذكور، «حال تلبّس» و «حال اطلاق و نسبت» متّحد است يعنى حكم به ضاربيّت- غدا- يا ضاربيّت- امس- شده است نه اينكه حكم كرده باشند به ضاربيّت الآن به ملاحظه صدور ضرب در امس يا غد.
گاهى حال اطلاق و حال تلبّس با هم مختلف مىشوند.
مثال: «زيد ضارب»- به ملاحظه ضرب سابق يا ضرب غد-
بعد از ذكر مقدّمه مذكور، مقصود مصنّف «ره» مشخّص مىشود كه:
اگر حال اطلاق و حال نسبت متكلّم با حال صدور و تلبّس متّحد شد- مانند امثله سهگانه مذكور- ترديدى نيست كه همه آنها حقيقت مىباشند نه مجاز گرچه تلبّس به