إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧٥ - امر چهارم
به عبارت ديگر، اختلاف مبادى از نظر معنا باعث اختلاف انحاء تلبّس مىشود يعنى تلبّس به مبدأ در مشتقّى كه از آن حرفه و شغل اراده شده با تلبّس به مبدأ در مشتقّى كه از آن فعليّت يا ملكه اراده شده متفاوت است.
بيان ذلك: كلمه «مجتهد» مشتقّى است كه از مبدأ آن قوّه و ملكه اراده شده، فردى كه داراى قوّه اجتهاد هست و لو بالفعل مشغول اجتهاد و استنباط نباشد- مثلا در حالت خواب باشد- متلبّس به ملكه اجتهاد هست و در حالت نوم، عنوان مجتهد حقيقتا بر او صادق است و نسبت به او زمانى تلبّس، منقضى مىشود كه مثلا بر اثر كهولت سن، حالت نسيان به او دست دهد و ملكه اجتهاد از او زائل شود كه در اين صورت بايد ببينيم آيا اطلاق عنوان مجتهد- به اعتبار سابق- بر او حقيقت است يا مجاز.
به كسى كه بنا گذاشته كه از طريق خيّاطى ارتزاق كند، عنوان خيّاط مىدهند و لفظ مذكور دلالت بر حرفه و شغل مىكند حال اگر او مدّتى به مسافرت رود و خيّاطى نكند، اطلاق «خيّاط» بر او حقيقتا صادق است يعنى او متلبّس به مبدأ هست و نسبت به او زمانى تلبّس، منقضى مىگردد كه او تغيير شغل دهد در اين صورت بايد ببينيم آيا اطلاق عنوان «خيّاط» بر او- به اعتبار سابق- حقيقت است يا مجاز.
گاهى هم ممكن است از مبدأ يك مشتق معد بودن و آليّت اراده شود مثلا كلمه «مفتاح» يكى از مشتقّات اصولى است، بر كليدى كه هنوز قفلى را باز نكرده، حقيقتا عنوان مفتاح اطلاق مىشود زيرا صلاحيّت و شأنيّت فتح را دارد امّا اگر آن كليد آهنى را در كوره آهنگرى ذوب كرديم بعد به صورت يك قطعه آهن درآمد، در اين صورت بايد ببينيم آيا اطلاق مفتاح به اعتبار سابق برآن حقيقت است يا مجاز بنابراين، اختلاف تلبّسات، ضررى به جهت بحث- كه آيا مشتق براى خصوص متلبّس بالمبدا وضع شده يا اعمّ از متلبّس و منقضى- وارد نمىكند لذا تمام مشتقّات، داخل محلّ نزاع